تبریک
سلام به مامان گلم روزتون مبارک.

سلام به مامان گلم روزتون مبارک.

فرزند بزرگوارشان امام خمینی ( رضوان الله تعالی علیه ) را به پیشگاه حضرت
امام زمان قائم آل محمد تبریک و تهنیت میگویم . امید دارم از پیروان راستین
حضرت باشیم .
|
او وارث سجایای آباء و اجدادی بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت مردم وكسب مـعارف الهی كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـی مرحوم آیه الـله سید مصطفی مـوسـوی از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه العظمـی میرزای شیـرازی (رض)، پـس از آنكه سالیانـی چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـی را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادی آنان در امـور دینـی بـود. در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه نمی گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت ندای حق طلبـی پـدر را كه در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراك وی را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـرای اجرای حكـم الهی قصاص به .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجرای عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.
اندكـی پـس از هجرت آیه الله العظمـی حاج شیخ عبد الكریـم حایری یزدی ـ رحـمه الله علیه ـ ( نـوروز 1300 هـجـری شمسـی، مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـری قمـری ) امام خمینی نیز رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلی علوم حـوزوی را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـی كرد. كه مـی تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانی و بیان ) نزد مرحوم آقا میـرزا محمـد علـی ادیب تهرانـی و تكمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله سید محمد تقـی خـوانساری، و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سیـد عـلی یثربی كاشانی و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله العظمی حاج شیخ عبدالكریـم حایری یزدی ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام برد . پـس از رحلت آیه الله العظمـی حـایـری یزدی تلاش امـام خمینـی به همراه جمعی دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیچـه رسیـد و آیه الله العظمـی(رض) به عنـوان زعیـم حـوزه عـلمیـه عازم قـــم گـردیـد. در این زمان، امام خمینـی به عـنـوان یـكـی از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راءی در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته می شد . حضرت امام طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قـم به تدریـس چندیـن دوره فقه، اصـول، فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامی در فیضیه، مسجـد اعظم، مسجـد محمـدیه، مـدرسه حـاج ملاصـادق، مسجد سلماسی، و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال در مسجـد شیخ اعطـم انصــــاری (ره) معارف اهل بیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود كه بـرای نخـستیـن بار .مبانـی نظری حكـومت اسلامـی را در سلسله درسهای ولایت فـقیه بازگـو نمود.
روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادی و تربیت و محیط خانـوادگی و شرایط سیـاسی و اجـتماعی طـول دوران زندگی آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـی آغـاز و سیـر تكاملی آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحی و عـلمی ایـشان از یكـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـی و اجتماعی ایـران و جـوامع اسـلامـی از سـوی دیگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجرای انجمـنهای ایالـتی و ولایـتی فرصـتـی پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفای نقـش كنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـام سراسری روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـی برجستـه یعنی رهـبری واحد امام خمیـنی و اسلامـی بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـای قیام، سرآغـازی شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامی در جهان شناخـتـه و معرفـی شـد امام خمیـنـی خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیكه نـوجـوانی 12 ساله بـوده چنین یاد مـی كند : مـن هـر دو جـنـگ بیـن المللـی را یادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه می رفـتـم و سربازهای شـوروی را در هـمان مركزی كه ما داشـتیـم در خـمیـن، مـن آنجا آنهـا را می دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع می شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایی دیگر با یاد آوری اسامی بـرخی از خوانیـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزی بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم می پرداختند می فـرماید : مـن از بچگی در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـی هـا بـودیـم، مـورد هـجـوم رجـبعلیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالی كه تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود، بـچـه بودم، دور ایـن سنگـرهایی كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها می خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند، آنجا می رفـتیــم سنگرها را سركشـی می كردیـم كـودتای رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـی كه بنابر گـواهـی اسـناد و مدارك تاریخـی و غیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـی شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودی حكـومت مـلوك الطـوایـفـی خـوانیـن و اشـرار پـاركنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیكتاتـوری پدید آورد كه در سایـه آن هـزار فامیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوی به تنهایی عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید . در چنینـی شرایطـی روحانیت ایران كه پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگنای هجـوم بی وقـفـه دولتهـای وقت و عـمال انگلیسی از یكـسو و دشمـنیهای غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوی دیگر قـرار داشت برای دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تكاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمی حاج شیخ عـبدالـكریـم حایری بـه دعـوت علمای وقت قـم از اراك به ایـن شهـر هجرت كرد واندكـی پـس از آن امـام خـمیـنی كه با بـهـره گیری از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتی و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ك با سـرعـت طی كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشاركـتی فعال داشت. پـس از رحلت آیـه اللـه العظمی حایری ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید می كرد. عـلمای مـتـعهـد به چاره جویی برخاستند. مدت هشت سال سرپرستی حـوزه علمیـه قـم را آیات عـظـام : امام خمینـی كه با دقـت شـرایط سیاسـی جامعه و وضعیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر كتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه های وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانی همچون آیـه الـلـه مـدرس تكـمیل می كرد دریافـته بـود كه تـنها نقـطـه امیـد بـه رهـایـی و نجات از شـرایط ذلت باری كه پـس از شكست مشروطیت و بخصـوص پـس از روی كار آوردن رضا خان پدید آمده است، بیداری حوزه های عـلمیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوی مـردم بـا روحـانیت مـی بـاشـد. امام خمینی در تعقیب هدفهای ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكاری آیـه الـلـه مـرتضـی حایـری تهیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردی ( ره) پیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوی شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت . حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقیـقا بـه منظور قانـونـی كـردن حضـور عناصر بهایـی در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نیـز اشاره شد پـشتیـبـانی شـاه از رژیـم صهیـونیـستـی در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائیل شرط حمایـتهای آمـریـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پیـروان مـسـلك استعـمـاری بهـائیت در قـوای سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـی بخشید. امام خمیـنـی به هـمراه عـلمای بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند . بدیـن ترتیـب ماجرای انجـمنهای ایـالـتی و ولایـتـی تجربـه ای پیروز و گرانقدر برای ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود كـه طی آن ویـژگیـهـای شخصیتـی را شناخـتـنـد كه از هر جهـت برای رهـبـری امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـرای انجـمـنها، فـشـار آمریكـا بـرای انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـری شمسی اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینی بار دیگـر مراجع و عـلمـای قـم را بـه نـشـست و چاره جویی دوباره فراخواند . امام خمیـنی در اجـتماع مردم، بی پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـی جنایات و هـمـپیـمان بـا اسـرائیـل یاد مـی كـرد و مـردم را بـه قیام فرا مـی خـوانـد. او در سـخـنـرانی خـود در روز دوازده فـروردیـن 1342 شدیـدا از سـكـوت عـلمای قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامی در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهی بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستی یعنی غارتگری منـتـشر ساخت . سال 1342 با تحریـم مراسـم عیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریكـا اصـرار مـی ورزیـد و امام خـمیـنی بر آگاه كردن مردم و قیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهای آمـریكـا و خیـانـتهای شاه پـافـشـاری داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه الله العظمـی حكیـم از نجف طـی تلگـرافـهـایی بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد كـه همگـی به طـور دسـتـه جمـعی به نجف هجرت كنند. این پیشنهاد برای حفـظ جان عـلما و كیان حـوزه ها مطرح شده بود. حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها، پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمی حكیـم را ارسال نمـوده و در آن تاكیـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعی علما و خالـی كـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسید. امام خمینی از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریك مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد . نزدیكترین ندیم همیشگی شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بكارگیری تجربیات و همكاری زبـده ترین ماموریـن سیاسی و امـنیـتی آمریكا برای سركـوب قیام و هـمچنیـن از سراسیمگـی شاه و دربـار وامرای ارتـش وساواك در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضیح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سركـوب صادر می كردند . امـام خمینـی در هـمیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بیانیـه ای انقلابـی صادر كرد و درآن نـوشـت : دنیا بـدانـد كه هر گرفـتاری ای كـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریكـاست كه از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـی مـی كنـد. آمریكاست كه به اسرائیل قـدرت مـی دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگری امام علیه تصـویب لایحه كاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـی دوبـاره قرار داد . علیرغم فضای خفقان موجی از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلی طولانی مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهای بیـن المللـی و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.
روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـی از تركیه به تبعیدگاه دوم، كشـور عراق اعزام شدند . امام خمینی پس از ورود بـه بـغداد بـرای زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــای كاظمیـن، سامـرا و كـربلا شتـافت ویك هـفـته بعد بـه محل اصلـی اقـامت خـود یعنـی نجف عزیمت كرد. امام خمینی سلسله درسهای خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و كارشكنیهای عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصاری (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت . حوزه درسی ایشان به عنـوان یكی از برجسته تریـن حوزه های درسی نجف از لحـاظ كیفیت و كمیت شـاگـردان شنـاخته شـد . اوایل سال 1348 اختلافات بیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـی دو كشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادی از ایـرانیان مقیـم این كشـور را در بـدتریـن شرایط اخراج كرد. حزب بـعث بـسیار كوشید تا از دشمـنی امام خمیـنی با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد . نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیـم بعثـی عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیاری از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینی طـی تلگرافی به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـی از پیـامـدهـای هجـرت امـام در آن شـرایط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قیام 15 خـرداد، مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـی بـود. فریادهای درود بر خمینـی ومـرگ بر سلسله پهلـوی به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـای چـریكـی متلاشـی شـده وشخصیتهای مذهی و سیاسی مبارز گرفـتار زندانهای رژیم بودند . شاه در ادامه سیاستهای مذهـب ستیز خود در اسفنـد 1354 وقیحـانه تاریخ رسمـی كشـور را از مـبداء هجرت پیامـبـر اسلام بـه مبداء سلطنت شاهان هخامنشی تغییر داد. امام خمینی در واكنیشی سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاریخ بـی پایـه شاهنشاهـی داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبداء موهـوم تاریخی هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوی مردم ایران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـی برای رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال 1357 ناگزیـر از عقـب نشینـی و لغو تـاریخ شاهنشاهی شد .
امام خمینـی كه بـه دقت تحـولات جاری جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـایت بـهـره بـرداری را كـرد. او در مرداد 1356 طـی پیامی اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلی و خارجی و انعـكاس جنایات رژیـم در مجامع و مطـبـوعات خارجی فرصتی است كه باید مجامع علمی و فـرهـنگی و رجال وطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهای اسلامی در هر جایـی درنگ از آن استفاده كنند و بی پرده بپا خیزند .
در دیدار وزرای خارجه ایران و عراق در نیـویـورك تصـمیـم به اخراج امام خمینـی از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـوای بعثـی محاصره گردیـدانعكاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران، عراق و دیگـر كشـورها مـواجه شـد .
اوایل بهمـن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه می شنید اشك شوق فرو می ریخت. مردم 14 سال انتظار كشیده بـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامی بر قرار بود. اما امام خمینی تصمیـم خویـش را گرفته و طی پیامـهـایی به مردم ایران گـفـته بـود می خـواهد در ایـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطیر در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتیار با هماهنگی ژنرال هایزر فـرودگـاههای كشـور را به روی پـروازهـای خـارجی بست.
امام خمینی هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـی بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـرای تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزیزی می كرد كه تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتی خـم نشده ، و چشـمانش جز برای او گریه نكرده بـود . سروده های عارفانه اش همه حاكی از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـرای او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـرای پیروانـش ، فـرا مـی رسید . او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلی آرام و قلبـی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوی جایگاه ابــدی سفر می كنـم و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمن و رحیـم می خـواهـم كه عذرم را در كوتاهی خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امیدوارم كه عذرم را در كـوتاهی ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند . سالها می گذرد حادثه ها می آید انتظار فرج از نیمه خرداد كشم مـردم ایـران و مسلمانان انقلابی ، حق داشتـند اینـچنیـن ضجه كـنند و صحنه هایی پدید آورند كه در تاریخ نمونه ای بـدیـن حجم و عظـمت برای آن سراغ نداریـم. آنان كسـی را از دست داده بـودند كـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهای غارتگران آمریكایی و غربـی را از سرزمینشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احیاء كـرده بــود ، مسلمیـن را عــزت بـخـشیـده بـــود ، جمهـوری اسلامـی را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روی همـه قـدرتهای جهـنمـی و شیـطانـی دنیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازی و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـی و خارجـی مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعی را فـرمانـدهـی كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـی قـرار داشت كه آشكارا از سـوی هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـی شـد . مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـی خـود و منادی اسلام راستیـن را از دست داده بـودند . شایـد كسانـی كه قـادر به درك و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهای مـراسـم تودیع و تشییع و خاكسپاری پیكر مطهر امام خمینـی مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگینـی ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از كار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیكرهایی كه یكـی پـس از دیـگری از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روی دسـتها در امـواج جمعیت به سـوی درمانگاهها روانه می شـدند را در فیلمها و عكسها ببیننـد ، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند . هیچ اثری از تشریـفات بـی روح مـرسـوم در مراسـم رسمی نبـود . همه چیز، بسیجی و مردمی وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالای بـلنـدی و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینی می درخشید . هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه می كرد و اشك مـی ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههای منتهی به مصلـی مملـو از جمیعت سیاهپوش بود . فریاد یا حسیـن بسیجیان كه احساس یتیمی مـی كـردنـد و بــر سـر و سینه مـی زدنـد فـضا را عـاشـورایـی كرده بـود . بـاور اینـكـه دیـگر صدای دلنشیـن امام خمینـی را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در كـنار پیـكـر امـام بـه صبـح رسانیدند . در نخستنی ساعت بامداد شانزده خــرداد ، میـلـونهـا تـن به امامت آیت الله العظمـی گلپایگانی(ره) با چشمانی اشكبار برپیكر امام نماز گذاردند .
متن زیر فرازهائی از زندگی حضرت امام خمینی - سلام الله علیه - است كه پس از توضیحات معظم له، فرزند گرامی ایشان حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی نوشته و سپس حضرت امام آن را اصلاح نموده است: بسمه تعالی به حسب شناسنامه شماره : 2744 تولد: 1279 شمسی در خمین، اما در واقع 20 جمادیالثانی 1320 هجری قمری مطابق اول مهر 1281 شمسی است. (18 جمادیالثانی 1320 مطابق 30 شهریور 1281 صحیح است) نام خانوادگی: مصطفوی; پدر: آقا مصطفی; مادر: خانم هاجر (دختر مرحوم آقامیرزا احمد مجتهد خوانساری الاصل و خمینی المسكن) صدور در گلپایگان به وسیله صفرینژاد رئیس اداره آمار ثبت گلپایگان در خمین در مكتبخانه مرحوم ملا ابوالقاسم تحصیل شروع و نزد مرحوم آقاشیخ جعفر و مرحوم میرزا محمود (افتخار العلماء) درسهای ابتدایی سپسدر خلال آن نزد مرحوم حاج میرزا محمد مهدی (دایی) مقدمات شروع و نزد مرحوم آقای نجفی خمینی منطق شروع و نزد حضرتعالی (×) ظاهرا (سیوطی و شرح باب حادی عشر و) منطق و مسلما در مطول مقداری. در ادراك كه سنه 1339 قمری برای تحصیل رفتم نزد مرحوم آقا شیخ محمد علی بروجردی مطول و نزد مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی منطق و نزد مرحوم آقا عباس اراكی شرح لمعه پس از هجرت به قم به دنبال هجرت مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالكریم - رحمة الله علیه - (ظاهرا هجرت ایشان رجب 1340 قمری بود) هجرت آیتالله حائری به قم رجب 1340 و نوروز 1300 شمسی است) تتمه مطول را نزد مرحوم ادیب تهرانی موسوم به آقا میرزا محمد علی و سطوح را نزد مرحوم آقای حاج سید محمد تقی خوانساری مقداری و بیشتر نزد مرحوم آقا میرزا سید علی یثربی كاشانی تا آخر سطوح و با ایشان به درس خارج مرحوم آیت الله حائری (حاج شیخ عبدالكریم) میرفتیم و عمده تحصیلات خارج نزد ایشان بوده است. و فلسفه را مرحوم حاج سید ابوالحسن قزوینی و ریاضیات (هیئت، حساب) نزد ایشان و مرحوم آقامیرزا علی اكبر یزدی. و عمده استفاده در علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقای آقامیرزا محمد علی شاهآبادی بوده است پس از فوت مرحوم آقای حائری با عده ای از رفقا بحث داشتیم تا آنكه مر حوم آقای بروجردی - رحمةالله - به قم آمدند برای ترویج ایشان به درس ایشان رفتم و استفاده هم نمودم و از مدتها قبل از آمدن آقای بروجردی عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود پس از آمدن ایشان به تقاضای آقایان؛ مثل مرحوم آقای مطهری به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود و پس از انتقال به پاریس از همه محروم و به امور دیگر اشتغال داشتم كه تاكنون ادامه دارد. نام عیال اینجانب خدیجه ثقفی معروف به قدس ایران، متولد 1292 شمسی، صبیه حضرت آقای حاج میرزا محمد ثقفی طهرانی. تاریخ ازدواج: 1308; فرزند اول: مصطفی، متولد: 1309 شمسی; 3 دختر در قید حیات با یك پسر، احمد متولد: 1324; دختران به ترتیب سن: صدیقه، فریده، فهیمه، سعیده و بعد از احمد، لطیفه; آخرین فرزند در حیات احمد. پی نوشت: × منظور آیت الله پسندیده میباشند. روز شمار برخی مبارزات و تبعیدهای حضرت امام خمینی (ره) 16 مهرماه سال 1341 11 آذر ماه سال 1341 2 بهمن سال 1341 2 فروردین ماه سال 1342 15 خرداد سال 1342 4 تیرماه سال 1342 21 فرودین سال 1343 4 آبان 1343 13 آبان 1343 21 آبان سال 1343 13 مهرماه سال 1344 16 مهرماه 1344 23 مهرماه 1344 23 آبان 1344 12 اردیبهشت 1356 2 مهرماه 1357 10 مهرماه 1357 13 مهرماه 1357 12 بهمن 1357
|
اطلاعات مکانی کنترل سمبولوژی عوارض ، صحت ارتباط عوارض ( مانند عبور آبریزها از
خط القعر ها ) ، حذف عوارض تکراری ، حذف خطاهای ظاهری در المانهای فایل های
رقومی ،تشکیل فایل استاندارد از هر فایل رقومی و برقراری پیوستگی عوارض و انطباق
لبه های دو فایل استاندارد مجاور می باشد.
اطلاعات مکانی حاوی اطلاعات گرافیکی و اطلاعات توصیفی می باشد .
هدف ما آماده سازی اطلاعات گرافیکی می باشد. اطلاعات گرافیکی به دو فرمت
برداری و رستری ارائه می گردد.
برگرفته از جزوه ی دکتر علیرضا قراگوزلو ، استادیار دانشکده نقشه برداری
سازمان نقشه برداری کشور.
|
جی آی اس : جی آی اس (GIS) یک سیستم الکترونیک برای کسب اطلاعات جغرافیایی است.جی آی اس سیستمی است که با بهرهگیری از آن، کلیه اطلاعات جمعآوری شده به صورت لایه لایه تهیه شده و پس از تفیکیک و کنترل دادهها کلیه اطلاعات توصیفی و مکانی مورد نیاز وارد سیستم میشود. بدین وسیله علاوه بر دسترسی صحیح و سریع به دادههای موردنیاز در یک حجم وسیع، امکان ارائه و به تصویرکشیدن اطلاعات مکانی و موضوعی در قالب نقشه، جدول و نمودار، ویرایش و بهنگام نمودن دادهها ونیز امکان استفاده از دادههای موجود در جهت اهداف مختلف و براساس نیازهای گوناگون کاربران فراهم میگردد. همچنین زمینهای برای شناساندن و معرفی قابلیتها و پتانسیلهای متعدد و در عین حال، تشخیص خلأهای مطالعاتی مناطق مختلف جغرافیایی ایجاد خواهد شد. جیآیاس یک سیستم اطلاعاتی است که پردازش آن بر روی اطلاعات مکان مرجع یا اطلاعات جغرافیایی است و به کسب اطلاعات در رابطه با پدیدههایی میپردازد که بهنحوی با موقعیت مکانی در ارتباطاند. بهکارگیری این ابزار با امکان استفاده در شبکههای اطلاعرسانی جهانی، یکی از زمینههای مناسب و مساعد در جهت معرفی توانها و استعدادهای کشور در سطح جهانی است.گسترش روزافزون شبکه کاربران این سیستمها از جمله نکات اساسی است که می تواند به قابلیتها و تواناییهای این سیستم بیفزاید. در حال حاضر از این سیستمها بسته به نیازهای هر منطقه یا کشور در بخشهای مختلف (مانند مطالعات زیستمحیطی، برنامهریزی شهری و شهرداری، خدمات ایمنی شهری، مدیریت حمل و نقل و ترافیک شهری، تهیه نقشههای پایه، مدیریت کاربری اراضی، خدمات بانکی، خدمات پستی، مطالعات جمعیتی و مدیریت تأسیسات شهری مثل برق، آب،گاز، و..) استفاده میشود و با گذشت زمان و توسعه سیستمها، کاربرد جیآیاس به کلیه بخشهای مرتبط با زمین گسترش یافته است.
● تاریخچه ایجاد جیآیاس اولین نمونه از یک جیآیاس ملّی، جیآیاس کانادا است که از اواخر۱۹۶۰ به این طرف به صورت پیوسته مورد استفاده قرار گرفته است. در دهههای ۱۹۷۰ و۱۹۸۰ میلادی پیشرفتهای قابل ملاحظهای در فناوری جیآیاس به وجود آمد، به طوری که عبارت «سیستم اطلاعات جغرافیایی» در مورد مجموعه ابزارهایی برای تحلیل و نمایش نقشهها و ادغام فنون و شیوههای آماری و نقشهای و کاربرد فراگیرتر آن، بویژه برای تحلیل تأثیرات وخط مشیهای دولتی به کارگرفته شد. در حالیکه سابقه فناوری جیآیاس درکشورهای غربی ازجمله کانادا وآمریکا به بیش از۴۰ سال میرسد، فناوری جیآیاس در اغلب کشورهای جهان سوم بسیار جوان است. در ایران، اولین مرکزی که به طور رسمی استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی را در کشور آغاز کرد سازمان نقشهبرداری کشور بود که در سال ۱۳۶۹ براساس مصوبه مجلس شورای اسلامی، عهدهدار طرح به کارگیری این سیستم شد. فعالیتهای اجرایی پروژه ایجاد سیستم اطلاعات جغرافیایی در وزارت صنایع و معادن، از فروردین ۱۳۷۱ آغاز گردید و هماکنون از این سیستم به طور گسترده در ارتباط با فعالیتهای آن استفاده میگردد. از دیگر مؤسساتی که در زمینه این سیستم فعالیت میکنند میتوان شهرداری تهران، وزارت مسکن و شهرسازی، وزارت جهاد کشاورزی، مؤسسه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، و سازمان جنگلها و مراتع را نام برد. در دانشگاههای کشور تاکنون از این سیستم، چنان که باید، به عنوان یک فناوری با قابلیت بسیار بالا برای در اختیار قراردادن طراحی پروژهها و کاربرد آن در رشتههای مختلف استفاده نگردیده است.
● عناصراصلی تشکیل دهنده سیستمهای اطلاعات جغرافیایی جیآیاس بر روی هرمی با چهار طبقه زیربنایی ساخته شده است: ▪ سختافزار: با توجه به مرحلهای که مطالعات در آن قرار دارد، کاربران میتوانند از سختافزارهای موجود در دستهبندی زیر استفاده نمایند: ـ سختافزارهای مرتبط با ورود اطلاعات (صفحه کلید، رقومیکننده، اسکنر، و ...)، ـ سخت افزارهای مرتبط با مدیریت اطلاعات (سختافزارهای جانبی رایانهها مانند ماوس، ...)، ـ سختافزارهای مرتبط با خروج نتایج (چاپگرها، رسامها، و ...). ▪ نرم افزار: برای راه اندازی جیآیاس برنامه رایانهای لازم است. از معروفترین آنها میتوان به «آرک اینفو»، «آرک ویو»، «اسپانز[۸]»، «مپ اینفو[۹]» اشاره نمود که دارای توابع عملیاتی متعدد در جهت تجزیه و تحلیل مسائل و محاسبات آماری هستند و عمدتاً توسط شرکتهای بزرگ رایانهای تولید میگردند. هر یک از این نرمافزارها برای مطالعات خاصی برنامهریزی شده و دارای محدودیتها و محاسن خاص خود میباشند. در این پژوهش از دو نمونه از نرمافزارهای رایج این سیستم (یعنی«آرک اینفو» و «آرک ویو» استفاده شده است. - اطلاعات: بدون اطلاعات نه هدفی وجود دارد و نه پیشنهادی. تمرکز توجه روی اطلاعات است. در واقع اکثر فعالیتها برای اطلاعات انجام میشود، زیرا اطلاعات قلب جیآیاس را تشکیل میدهد. کیفیت اطلاعات یکی از مهمترین موضوعات قابل توجه و اساسی میباشد. کیفیت اطلاعات در ارتباط مستقیم با دقت، صراحت، مبانی علمی، ترکیب اطلاعات، و تحلیل و مدلسازی است. - سازمان و نیروی انسانی: مهمترین بخش تشکیلدهنده جیآیاس میباشد، زیرا سازمان و نیروی انسانی است که عملیات جیآیاس را کنترل میکند. سختافزارها و نرمافزارهای بسیار قوی جیآیاس بدون پشتیباتی کادر متبحر، به کارآیی مناسب نخواهند رسید. برای اجرای موفق سیستم، سازماندهی نیروهای متخصص و کارآمد که در جهت اجرا، بهینه نمودن و نهایتاً راهبری سیستمها نقشهای گوناگونی را ایفا مینمایند، الزامی است.
● فرآیند تحلیل اطلاعات در سیستم اطلاعات جغرافیایی جیآیاس یک سیستم رایانهای است که چهار قابلیت اساسی را در رابطه با دادههای زمین مرجع فراهم میآورد. ▪ ورودی دادهها، ▪ مدیریت دادهها، ▪ پردازش و تحلیل دادهها، ▪ خروجی دادهها.
● کاربردها و تواناییهای سیستمهای اطلاعات جغرافیایی بطور اجمال قابلیتهای جیآیاس نسبت به سیستمهای اطلاعاتی مشابه و روشهای دستی را میتوان به شرح زیر بیان داشت: ▪ قابلیت جمعآوری، ذخیره، بازیابی و تجزیه و تحلیل اطلاعات با حجم زیاد؛ ▪ قابلیت برقراری ارتباط بین اطلاعات جغرافیایی (نقشه) و اطلاعات غیرجغرافیایی(جداول اطلاعاتی) و ایجاد امکانات تجزیه و تحلیل اطلاعات جغرافیایی با استفاده از اطلاعات غیرجغرافیایی و بالعکس؛ ▪ توانایی انجام طیف وسیعی از تحلیلها مانند: روی هم قراردادن لایهها، پیداکردن اشیای مختلف با استفاده از خاصیت نزدیکی آنها به یک شیء خاص، شبیهسازی، محاسبه تعداد دفعات وقوع یک حادثه در فاصله مشخص از نقطه یا نقاط معین، و ...؛ ▪ داشتن دقت، کارآیی، سرعت عمل زیاد و سهولت در بهنگامسازی دادهها؛ ▪ توانایی انجام محاسبات آماری مانند محاسبه مساحت و محیط پدیدههای مشخص شده؛ ▪ قابلیت ردیابی و بررسی تغییرات مکانهای جغرافیایی در طول زمان؛ ▪ قابلیت استفاده برای مکانیابی پروژههای مختلف.
برگرفته از تحقیق مهری صدیقی عضو هیئت علمی مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران روزنامه همشهری |
به گزارش گروه دفاع مقدس خبرگزاری « مهر» : دكتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران ، خیابان پانزده خرداد متولد شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ سپس در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانیك فارغ التحصیل شد. چمران یك سال به تدریس در دانشكده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریكا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در كالیفرنیا ومعتبرترین دانشگاه آمریكا - بركلی - با ممتاز ترین درجه علمی موفق به اخذ مدرك دكترای الكترونیك و فیزیك پلاسما گردید.
فعالیتهای اجتماعی:
دكتر مصطفی چمران از 15 سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت الله طالقانی، در مسجد هدایت، و در درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شركت می كرد و از اولین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت نفت شركت داشت . بعد از كودتای ننگین 28 مرداد و سقوط دولت دكتر مصدق در لوای یك گروه سیاسی سخت ترین مبارزه ها و مسئولیتهای او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناك ترین مأموریتها را در سخت ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید.
چمران در آمریكا، با همكاری بعضی از دوستانش، برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریكا را پایه ریزی كرد و از موسسین انجمن دانشجویان ایرانی در كالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در آمریكا به شمار می رفت كه به دلیل این فعالیتها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می شود. او پس از قیام خونین 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی (ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت ساز می زند و به همراهی بعضی از دوستان مؤمن و همفكر ، رهسپار مصر می شود و مدت دو سال در زمان عبد الناصر سخت ترین دوره های چریكی و پارتیزانی را می آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته شده و فوراً مسئولیت تعلیم چریكی مبارزان ایرانی را بر عهده می گیرد .
وی به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی گرایی ورای اسلام ، گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده نمود كه جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می شود، به جمال عبد الناصر اعتراض كرد . ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت كه جریا ن ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است كه نمی توان به راحتی با آن مقابله كرد . چمران نیز با تأسف تأكید می كند كه ما هنوز نمی دانیم كه بیشتر این تحریكات از ناحیه دشمن برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. از آن پس به چمران و یارانش اجازه داده می شود تا در مصر نظرات خود را بیان كنند.
حضور در لبنان:
بعد از وفات عبد الناصر، ایجاد پایگاه چریكی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می كند ، از این رو دكتر چمران رهسپار لبنان می شود تا چنین پایگاهی را ایجاد كند.
او به كمك امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، حركت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را بر اساس اصول و مبانی اسلامی پی ریزی می نماید . این سازمان درمیان توطئه ها و دشمنی های چپ و راست، با تكیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده كرده ، در معركه های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می رود و در طوفانهای سهمناك سرنوشت، به استقبال شهادت می تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبار ترین ستمگران روزگار، صهیونیزم اشغالگر و همدستان خونخوار آنها، راستگرایان فالانژ، به اهتزاز در می آورد.
چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری به یادگار گذاشته وهمیشه در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته است . شرح این مبارزات افتخار آمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاك شهدای لبنان، بر كف خیابانهای داغ و بر دامنه كوههای مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است.
چمران و انقلاب اسلامی ایران:
دكتر چمران با پیروزی انقلاب اسلامی بعد از 21 سال هجرت، به وطن باز می گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد. خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروههای پاسداران انقلاب در سعد آباد می كند. سپس در شغل معاونت نخست وزیری ، روز و شب خود را به خطر می اندازد تا سریع تر مسأله كردستان را فیصله دهد .او در قضیه فراموش ناشدنی « پاوه » قدرت ایمان و اراده آهنین و شجاعت و فدا كاری خود را بر همگان ثابت می كند .
پس از این جرایانات ، فرمان انقلابی امام خمینی (ره) صادر شد . فرماندهی كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دكتر چمران واگذار شد.
رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت در آمدند وبا تكیه بر همه تجارب انقلابی، ایمان، فداكاری، شجاعت، قدرت رهبری و برنامه ریزی دكتر چمران به شكوهمند ترین قهرمانیها دست یافتند و در عرض 15 روز همه شهر ها و راهها و مواضع استراتژیك كردستان را به تصرف درآوردند. بدین ترتیب كردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان كرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی شتافتند.
دكترمصطفی چمران بعد از این پیروزی بی نظیر و بازگشت به تهران از طرف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، امام خمینی (ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید. وی در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش ، به یك سلسله برنامه های وسیع بنیادی دست زد كه پاكسازی ارتش و پیاده كردن برنامه های اصلاحی از این قبیل است .
شهید چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش، حداكثر سعی و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشته ارتش را تغییر دهد. وی در یكی از نیایشهای خود بعد ازانتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اینسان خدا را شكر می گوید: « خدایا، مردم آنقدر به من محبت كرده اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده اند كه به راستی خجلم و آنقدر خود را كوچك می بینم كه نمیتوانم از عهده آن به در آیم. تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برایم و شایسته این همه مهر و محبت باشم.»
چمران سپس به نمایندگی حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا به طور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه نماید.
پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دوران حماسه ساز و پرتلاش دیگری آغاز می شود . دكتر چمران در آن دوران نمونه كامل ایثار، شجاعت و در عین فروتنی و كار مداوم و بدون سر و صدا و فقط برای رضای خدا بود . او بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهر ها و روستا ها و مردم بی دفاع ، نتوانست آرام بگیرد و به خدمت امام امت رسید و با اجازه ایشان و به همراه مقام معظم رهبری ، آیت الله خامنه ای كه در آن زمان نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود ، به اهواز رفت. از آنجایی كه او همیشه خود را در گرداب خطر می افكند و هراسی از مرگ نداشت، از همان بدو ورود دست بكار شد و در شب اول حمله چریكی ای را علیه تانكهای دشمن كه تا چند كیلومتری شهر اهواز پیشروی كرده بودند، آغاز كرد.
مصطفی چمران گروهی از رزمندگان داوطلب را به گردخود جمع كرد وبا تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگهای نامنظم را در اهواز تشكیل داد. این گروه كمكم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگهای نامنظم یكی از این برنامه ها بود، كه به كمك آن جاده های نظامی به سرعت و در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در كنار رود كارون و احداث یك كانال به طول حدود بیست كیلومتر و عرض یكصد متر در مدتی كوتاه ، آب كارون را به طرف تانكهای دشمن روانه ساخت، بطوری كه آنها مجبور شدند چند كیلومتری عقب نشینی كنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند. این عمل فكر تسخیر اهواز را برای همیشه از سردشمنان به دور كرد .
یكی دیگر از كارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده این حركت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی كامل بین نیروهای موجود، تاكتیك تقریباً جدید جنگی بود. چیزی كه ابر قدرتها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر به وجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر برود ولی به علت خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد ولی چندین بار نیروهایی بین دویست تا یك هزار نفر را سازماندهی كرده و به خرمشهر فرستاد . آنان به كمك دیگر برادران خود توانستند در جنگی نا برابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدتها مقاومت كنند.
پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، رژیم بعث عراق سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تكمیل كند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانكهای حزب بعث شهر را در محاصره گرفتند . روز سوم تعدادی از آنها توانستند به داخل شهر راه یابند. گزارش مهر همچنین می افزاید : دكتر چمران از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت بر آشفته بود، با فشار و تلاش خود ومقام معظم رهبری ، ارتش را آماده ساخت كه برای اولین بار دست به یك حمله خطرناك وحماسه آفرین و نابرابر بزنند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازمان دهی كرد و با نظامی نو و شیوه ای جدید از جانب جاده اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند.
شهید چمران پیشاپیش یارانش، به شوق كمك و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت كه در محاصره تانكهای دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند وخود را به حلقه محاصره دشمن انداخت؛ در این هنگام بود كه نبرد سختی در گرفت؛ نیروهای كماندوی دشمن از پشت تانكها به او حمله كردند و او نیز در مصاف با دشمن متجاوز، از نقطه ای به نقطه دیگر و از سنگری به سنگردیگر می رفت. كماندوهای دشمن او را به زیر رگبار گلوله های خود گرفته بودند، تانكها به سوی او تیر اندازی می كردند و او شجاعانه و بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها سریع، چابك، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می داد.
در این درگیری همرزم چمران به شهادت رسید و اویك تنه به نبرد خود ادامه می داد و به سوی دشمن حمله می برد. تا آنكه در حین « رقصی چنین در میانه میدان» از دوقسمت پای چپ زخمی شد. با پای زخمی بر یك كامیون عراقی حمله برد و به غنیمت گرفت . او به كمك جوان چابك دیگری كه خود را به مهلكه رسانده بود به داخل كامیون نشست واز دایره محاصره خارج شد .
دكتر چمران با همان كامیون خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد. اما بیش از یك شب در بیمارستان نماند وبعد از آن به مقر ستاد جنگهای نا منظم رفت و دوباره با پای زخمی و دردمند به كار خود پرداخت. حتی در همان شبی كه در بیمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تیمسار شهید فلاحی، فرمانده لشگر92، شهید كلاهدوز، مسئولین سپاه و سرهنگ محمد سلیمی كه رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران (شهید محلاتی) در كنار تخت او در بیمارستان تشكیل شد .او در همان حال و همان شب پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله اكبر را مطرح كرد.
شهید چمران به رغم اسرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش ، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگهای نا منظم و حركت به تهران برای معالجه نشد . تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در كنار بسترش و در مقابلش نقشه های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حركت نیروهای خودی نصب شده بود و او كه قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می نگریست و مرتب طرحهای جالب و پیشنهاد های سازنده در زمینه های مختلف نظامی، مهندسی و حتی فرهنگی ارائه می داد.
چمران پس از زخمی شدن، اولین بار برای دیدار با امام امت و بیان گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسید و حوادثی را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادهای خود را ارائه داد. حضرت امام (ره) نیز پدرانه و با ملاطفت خاصی رهنمودهای لازم را ارائه می داد.
دكتر چمران از سكون و عدم تحركی كه در جبهه ها وجود داشت دائماً رنج می برد و تلاش می كرد كه باارائه پیشنهادها و برنامه های ابتكاری حركتی بوجود آورد. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه های الله اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزدیكی مرز است رسانده تا ارتباطات شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. به گزارش مهر بالاخره در سی و یكم اردیبهشت ماه 1360، با یك حمله هماهنگ و برق آسا ارتفاعات الله اكبر فتح شد كه پس از پیروزی سوسنگرد بزرگ ترین پیروزی تا آن زمان بود.
شهید چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین كسانی بود كه پا به ارتفاعات الله اكبر گذاشت؛ در حالی كه دشمن هنوز در نقاطی مقاومت می كرد او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد با تعدادی از یاران خود توانستند با فدا كاری و قدرت تمام تپه های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف در درآورند .
پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران اصرار داشت نیروهای ایرانی هرچه زودتر، قبل از این كه دشمن بتواند استحكاماتی برای خود ایجاد كند، بسوی بستان سرازیر شوند كه این كار عملی نشد و خود او طرح تسخیر دهلاویه را با ایثار و گذشت و فداكاری رزمندگان جان بر كف ستاد جنگهای نا منظم و به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت.
شهادت :
در سی ام خرداد ماه 1360 یعنی یك ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت الله اشراقی شركت و از عدم تحرك و سكون نیروهاانتقاد كرد و پیشنهاد های نظامی خود را از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود كه در آن شركت داشت و فردای آن روز، روز غم انگیز و بسیار سخت و هولناكی بود.
در سحر گاه سی و یكم خرداد 1360 ، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دكتر چمران بشدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. شهید چمران، یكی دیگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی كند . در لحظه حركت، یكی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: « همانند روز عاشورا كه یكایك یاران حسین (ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او(رستمی) هم به شهادت رسید و اینك خود او آماده حركت به جبهه است.»
بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات كرد. برای آخرین بار همدیگر را دیدند وبه حركت ادامه دادند تا اینكه به قربانگاه رسیدند .
چمران همه رزمندگان را در كانالی پشت دهلاویه جمع كرد، شهادت فرمانده شان را به آنها تبریك و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پر نور و چهره ای نورانی و دلی مالا مال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگرخدا ما را هم دوست داشته باشد، می برد.»
خداوند ثابت كرد كه او را نیز دوست دارد و به سوی خود فرا خواند. چمران در آن منطقه در حین سركشی به مناطق و خطوط مقدم بر اثر اثابت تركش خمپاره های دشمن به شهادت رسید .


.jpg)

و فشار بیشینه در راستاى شمال خاور، هماهنگى دارد. کوتاهشدگى، بیشتر، با راندگى
همراه است، به گونهاى که به تقریب مرز بسیارى از واحدهاى سنگ چینهاى از نوع
راندگى است. بدینسان، ساختار مکران، الگویى فلسى(Imabricated) دارد که
فلسها با گسلهاى معکوس پر شیب مرزبندى مىشوند و فرجام آن رانـده شدن
فلس از پسخشکـى ( (Hinterland (N-NE) به سمت پیشخشکى (Foreland)
(S - SW) است. این ساختار در اثر رویدادى پدید آمده که اوج آن در میوسن بوده
و از آن پس نیز با شدت کمترى همچنان ادامه دارد زیرا که به لحاظ تداوم
فرورانش، در ناحیه مکران،گسلها هنوز فعالاند و زمین به بالا آمدن ادامه
مىدهد که این عمل با چینخوردگى، کوتاهشدگى و با پسروى خط ساحلى
همراه است. گفتنى است که:
عمان به زیر مکران است که با عملکرد گسلهاى راندگى شدت مییابد به
گونهاى که رویداد گسل آفرینى با چینخوردگى شدید پرکلینال با برترى
الگوى جناغى همراه است.
آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد.
در مکران ساحلى چینخوردگى و گسلش معکوس وجود ندارند و یا بسیار
ناچیز و اتفاقى هستند.
«گسل» هاى مکران، از نظر زمان پیدایش و نقش، از چند نوعاند :
«گسلهاى طولى(Longitudinal Faults) » که در آغاز از نوع گسلهاى نرمال بوده
و همزمان با شکلگیرى حوضه به وجود آمدهاند ولى، در رژیمهاى فشارشى بعدى
به گسلهاى راندگى با شیب تند به سمت شمال و شمال خاورى تبدیل شدهاند.
از ادامه گسلها در ژرفا اطلاعى در دست نیست .
«گسلهاى مزدوج (Conjugated Faults) »، که از نظر روند و نوع به دو گروه
قابل تقسیماند. گروه نخست، داراى روند شمال باخترى هستند که سازوکار
امتداد لغز راستگرد دارند. گروه دوم، داراى روند شمال خاورى با سازوکار حرکتى
امتداد لغز چپگردند. گسلهاى مزدوج، روند خاورى – باخترى ساختارها را قطع مىکنند
و به یک همگرایى به طرف شمال، در داخل منشور برافزاینده اشاره دارند.
«گسلهاى نرمال ( (Normal Fault » که در ساحل مکران دیده میشوند. زمان
پیدایش آنها کواترنر دانسته شده و پذیرفته شده است که خطى بودن حاشیه
شمالى پادگانههاى دریایى و همچنین، بالا آمدن سواحل مکران نتیجه عملکرد
این گسلهاست و حرکتهاى قائم این گسلها سبب شده تا پادگانههاى دریایى
در سطوح تراز گوناگون سامان گیرند.