شهیدان زنده اند
تصاویر شهدا

شهید حسن باقری ( افشردی )

شهید همت

شهید سید احمد پلارک

شهید باکری

شهید سید مرتضی آوینی

شهید مصطفی چمران
تصاویر شهدا

شهید حسن باقری ( افشردی )

شهید همت

شهید سید احمد پلارک

شهید باکری

شهید سید مرتضی آوینی

شهید مصطفی چمران
مروری بر زون کپه داغ ازلحاظ چینه شناسی تکتونیک دگرگونی و ماگماتیسم
کپه داغ يا كپه داق :
این زون به صورت باریکه طویلی درشمال خراسان وادامه بخش شمالی آن درترکمنستان قراردارد بنابراین،منطقه ی مرزی شمال شرقی ایران با ترکمنستان به شمار می آید .حد جنوبی کپه داغ به بینالود محدود می شود .حد شمالی آن با فلات توران گسلی است .بنا به نوشته ی نبوی گسل عشق آباد درترکمنستان با روند N315- 310 درجه ،جدا کننده ی این زون ازپهنه ی توران است ودنباله ی این گسل درناحیه ی سرخس ایران هم دیده می شود .این زون پس از کوهزایی کیمرین پیشین ،یعنی هنگامی که ظاهرا تصادم وبرخورد بین ایران وتوران خاتمه یافت به صورت حوضه ی رسوبی درمی آید ودرآن ازژوراسیک تامیوسن ،رسوبات ضخیمی بدون نبود چینه شناسی مهم ولی با رخساره های متنوع روی هم انباشته شده است .این رسوبات اساسا شامل شیل ،آهک ،مارن ،ماسه سنگ،وگاهی کنگلومرا وسنگ های تبخیری است که درانتها به وسیله ی لایه های قرمز رنگ ،خشکی مشابه تشکیلات قرمزبالایی به سن بعد از الیگوسن زیرین ،یا احتمالا میوسن پوشیده می شود .مجموع سری های مذکوربه طور دگرشیب درزیر کنگلومرای پلیوسن قراردارد.
مرحوم دکترافشار حرب درپی سنگ این منطقه چهارگسل اصلی تشخیص داده است که لااقل پیش از ژوراسیک فعال بوده اند . این گسل ها بعد ها وطی حرکات کمپرسیونی بعدی ،ازحالت عادی به گسل معکوس تغییر وضع داده اند .گسل های کپه داغ باحاشیه ی قدیمی قاره ی پلات فرم توران جنوبی درپالئوزوئیک وبخشی ازتریاس تطبیق می کند.
درناحیه ی آق دربند درزیر سنگ های رسوبی دوران مزوزوئیک این حوضه ی رسوبی ،سنگ های قدیم تری که متعلق به دونین تا تریاس است.مشاهده می شوند که تنها رسوبات دونین آن دگرگونی خفیفی رامتحمل شده ،ومحتملا این دگرگونی به فاز هرسی نین متعلق است ،زیرا رسوبات ژوراسیک وکرتاسه ی کپه داغ به 6000متر می رسد که از رسوبات زاگرس همین زمان زیادتراست.
ازویژگی های اصلی این زون ،نبود فعالیت ماگمایی درطول پیدایش ودوام این حوضه ی رسوبی است با وجود این ،درمرز جنوبی کپه داغ فوران بازالتی کواترنر نیز گزارش شده است که آن رابه چین خوردگی اواخر پلیوسن مربوط می دانند وچین های ملایمی به رسوبات کپه داغ داده است .لازم به تذکراست که درحوضه ی کپه داغ ،مانند زاگرس حرکات کوهزایی مهمی بعد از دوره ی لیاس اتفاق نیفتاده است وتنها آثار حرکات خشکی زایی مختصر دربرخی از مواقع مشاهده می شود .چنان که طی پالئوسن هیچ چین خوردگی درآن به وجود نیامدولی این منطقه موقتا ازسطح آب بالا آمد وبه دنبال آن ،اززمان ائوسن – الیگوسن شروع به فرونشست کرد .باتوجه به تغییر ضخامت لایه ها طی دوران مزوزوئیک وترشیر ،می توان نتیجه گرفت که محور فرورفتگی به تدریج درجهت قسمت های قدامی فلات توران منحرف شد .روند کلی این زون همان روند گسل عشق آباد است که فرورفتگی کشف رود با همین روند به وجود آمده است .
زون بینالود :
رشته کوه های بینالود با روند تقریبی شمال غرب – جنوب شرق ،بین پلیت مستحکم توران وخرده قاره ی ایران مرکزی محاط شده است .مرز جنوبی آن گسل میامی یا گسل شاهرود وحد شمال غربی آن را گسل سمنان می دانند .گسترش واقعی این زون بین نواحی شمال سبزوار ونیشابور تا مشهد است ولی با توجه به این که درزون مورد بحث زمین های دگرگون شده وآذرینی وجود دارد که درآن سوی مرز (افغانستان )نیز قابل تعقیب است بنابراین ،حد شرقی این زون رابه ادامه ی هندوکش غربی درافغانستان محدود می کنیم .
این زون بخشی از البرز راشامل است که از نظر زمین شناسی ،اختصاصات ویژه ای دارد .واحد زمین شناسی بینالود رازون تدریجی بین ایران مرکزی والبرز درنظر می گیریم زیرا رسوبات ورخساره های پالئوزوئیک این زون شبیه البرز است.
البرز شرقی یک زون مستقل به حساب نمی آید ،بلکه جزئی از ایران مرکزی است که درآن رسوبات اپی کانتی ننتال epicontinental پالئوزوئیک تقریبا درهمه جا مشاهده می شود ،ولی دربخش های بالا آمده (هورست)به طورمحلی ،قسمت هایی از ردیف های رسوبی حذف شده ودرآن نبود چینه شناسی مشخصی دیده می شود .به علاوه زون مزبور ،طی دونین پسین – کربونیفر با البرز غربی ومرکزی ودرپرمین با سایر قسمت های ایران ازنظر حوضه ی رسوبی وضع تقریبا مشابهی داشته ودرارتباط بوده است.
مجموعه ی آذرین ودگرگونی این زون که به ویژه درجنوب ومغرب مشهد بیرون زدگی دارد،شامل سه فاز دگرگونی ناحیه ای ودومرحله ی گرانیت زایی است ودرآن توده های اولترابازیک نیز وجود دارد.درمورد سن این مجموعه های دگرگونی وآذرین اتفاق نظروجود ندارد،برخی آن را پرکامبرین وبعضی به ژوراسیک نسبت می داده اند ولی شواهد زمین شناسی وتعیین سن مطلق نشان داده است که فازهای دگرگونی وگرانیت زایی اولیه آن به فاز کوهزایی هرسی نین وبعد هادرتریاس میانی نیز مجموعا تحت تاثیر دگرگونی های سیمرین پیشین قرارگرفته است .
ادامه ی قسمتی از عملکرد کوهزایی هرسی نین راکه ازتیاشان – پامیر- هندوکش به جنوب مشهد می رسد ،نوع فرورانش پوسته ی اقیانوسی می باشد دراین زون رسوبات کامبرین فسیل داروجود داشته وطی سیلورین ودونین زیرین ،دریای مشترکی شمال شرقی ایران وایران مرکزی را فرا می گرفت ،زیرا رسوبات مشابهی طی این مدت دربینالود وایران مرکزی برجای گذاشته شده است .ارتباط مزبور تا کربونیفر زیرین نیز وجود داشته است درحالی که درالبرزرابطه ی مزبور به کلی قطع شد.این وضعیت را به حرکات خشکی زایی اواخر دونین مربوط می دانند. وکنگلومرای قاعده ای کربونیفر زیرین را دلیل این حرکات ذکرمی کنند . رسوبات کربونیفر فوقانی دربینالود ،شامل مجموعه ای ازماسه سنگ کوارتزیتی سیاه رنگ وشیل است که تا اندازه ای شبیه تشکیلات سردر (طبس – ایران مرکزی) است.
رسوبات تریاس البرز با ایران مرکزی تفاوت داشته ولی دربینالود ،هیچ نوع رسوبی درتریاس تشخیص داده نشده است .تنها درمنطقه ی آق دربند رسوبات شیل وماسه سنگ هم راه با لایه های آهکی آمونیت دار وجود دارد که آن رابه تریاس میانی وفوقانی مربوط می دانند .
گسل سنگ بست شاندیز مجموعه ی دگرگونی پالئوزوئیک وتوده های نفوذی جنوب مشهد راازاسلیت هاوماسه سنگ های سازند شمشک ورسوبات جوان ترمجزا می کند.
باحرکات کوه زایی سیمرین پیشین وپس روی دریا ،محیط مناسبی برای رشد گیاهان دراین منطقه فراهم کرده است.
درزون بینالود ،رسوبات ژوراسیک دربسیاری ازنقاط به طورهم شیب رسوبات پالئوزوئیک ومجموعه های دگرگونی رامی پوشاند ودرکنگلومرای قاعده ای آن می توان قطعات مختلف وفراوان دگرگونی وآذرین پالئوزوئیک راپیدا کرد.رسوبات لیاس نیز مشابه رسوبات سازند شمشک البرز است ودر آن گاهی لایه های ماسه سنگ بین لایه ای وجود دارد که حاوی فسیل های گیاهی زیاد است .رسوبات آهکی دوره ی کرتاسه نیز مشابه البرز بوده ودرجنوب غربی قشلاق،گرانیت های مشهد را فرا می گیرد.
رسوبا ت پالئوژن دردامنه ی شمالی البرز وبینالود گسترش نداشته است .درضمن فعالیت شدید آتش فشانی ائوسن دراین ناحیه به چشم نمی خورد .رسوبات نئوژن البرز شرقی وبینالود شبیه ایران مرکزی است .به علاوه رسوبات قرمز تخریبی وسایر لایه های ترشیر درجنوب بینالود وجود داردولی گسترش آن ها بسیارمحدود است.
مزدوران :
از سه قسمت تشكيل شده است كه به ترتيب سن عبارتند از :
1- مزدوران يك كه از آهك دولوميتي تشكيل شده است.
2- مزدوران 2 كه از آهك ميكريتي به رنگ خاكستري تشكيل شده است. كه بسيار ستبر لايه و صخره ساز همراه با لايه هايي از چرت. بخش هاي چرت دار مربوط به مناطق عميق حوضه ژوراسيك مي باشد (لاسمى، 1373). در بخش هايي لايه هاي شيل و مارن نيز ديده مي شود.
3- مزدوران 3 كه از تناوب آهك و مارن تشكيل يافته است.
به نظر آدابى (1369)، مقاطع نازک سنگآهکهاى مزدوران شامل بسيارى زيادى از دانههاى اسکلتى و غير اسکلتى (ائوليتها، درونآواريها، کمى پلت)، مقدار فراوانى سيمان اسپارى، ميکرايت، دولوميتهاى تشکيل شده در مرحلة نخست دياژنز، دولوميتهاى تشکيل شده در مراحل آخر دياژنز و سرانجام مقدارى رسوبهاى تبخيرى (گچ) است که دو نوع فشردگى مکانيکى و شيميايى بر آن تحميل شده است.
در مورد روند دياژنز کربناتهاى مزدوران دو نظر وجود دارد. آدابى (1370) درياى مزدوران را براى رسوب آراگونيت مناسب ميداند. در حالى که لاسمى (1373)، با توجه به بافت سيمانها و ساختار شعاعى و هم مرکز اُاَُليتها، شرايط حاکم بر درياى ژوراسيک بالايى کپه داق را براى رسوب کلسيت مناسب دانسته است. به باور لاسمى، سازند مزدوران در يک سکوى کربناتى کم ژرفا بر جاى گذاشته شده که در مجاورت دريايى ژرف قرار داشته، است و نوع رخسارهها به گونهاى است که چهار محيط کشندى، لاگونى پشت سد، سد حاشية فلات قاره و درياى باز قابل شناسايى است.
از نگاه رخسارة سنگى، سازند مزدوران شباهت کامل با سنگآهکهاى ژوراسيک بالاى کوههاى البرز (سازند لار) دارد. تشابه آن با سنگآهک سازند اسفنديار در ايران مرکزى و حتى بخش بالايى سازند سورمه در کوههاى زاگرس در خور توجه است.
سنگ رخسارة بُرش الگوى سازند مزدوران ثابت نيست. در بعضى نقاط در نيمة پايينى و يا در بخش بالايى آن تناوبهاى تبخيرى (گچ و انيدريت) وجود دارد و يا گاهى سازند مزدوران به سازند چمن بيد تغيير رخساره ميدهد. بيشترين تغيير رخساره را ميتوان در خاور کپه داق ديد. در اينجا ستبراى سازند کمتر از 200 متر و بيشتر از نوع رسوبهاى تخريبى داراى چينهبندى متقاطع و آثار گياهى است (شبسترى، 1369). موسوى حرمى (1368) رخسارة آوارى سازند مزدوران را از سه نوع « آهکى - دولوميتـى »، « آوارى – تبخيرى » و « آهکى – ماسهسنگى » ميداند. به گزارش افشار حرب (1373)، در ناحية شوريجه، تنها زبانة کوچکى از رخسارة کربناتى سازند مزدوران باقى مانده و بخش عمدة سازند، به ماسهسنگ تبديل شده است. در حالى که، به سمت شمال باخترى، ستبراى نهشتههاى کربناتى سازند مزدوران افزايش مييابد، تا جايى که در روستاى سيبزار، ضخامت آن به 1400 متر ميرسد.
در بيشتر برشها، سن سازند مزدوران، آکسفوردين – کيمريجين است ولى مرزهاى بالا و پايين آن در همه جا همزمان نيست. سنهاى جوانتر از کيمريجين (نئوکومين) در برش کوه کورخود و بُرش خاور گنبد کاووس و سنهاى کهنتر از آکسفوردين (کالووين) در خاور تاقديس خور گزارش شده است.
در قسمت هايي بلافاصله بعد از مزدوران با سن ژوراسيك ترمينال (انتهايي ) ، رسوبات نئوژن با سن ترشير قرار گرفته اند كه علت آن گسل بوده است.
سازند مزدوران از لحاظ زمين شناسي اقتصادي قابل توجه مي باشد زيرا اين سازند سنگ مخزن ميدان هاي گازي بزرگي خاور ايران مي باشد كه از آن جمله مي توان به ميدان گازي خانگيران اشاره نمود.
ژوراسیک درکپه داغ
کامل ترین سازند های ژوراسیک ایران دررشته کوه های کپه داغ دیده می شود که ضخامت کلی آن درحدود 3000متراست .این حوضه درتریاس میانی واحتمالا براثرکوه زایی سیمرین پیشین ظاهر شد واستقلال آن به صورت یک زون ساختمانی – رسوبی درژوراسیک تحقق یافت .رسوبا ت ژوراسیک دراین ناحیه ،شامل سازند های کشف رود چمن بید مزدوران وشوریجه است که خود براساس شواهد رسوب شناسی ودیرینه شناسی (به ویژه میکروپالئونتولوژی )ولیتولوژی مشخص شده اند.
سازند كشف رود
بروي سازند آق دربند به صورت دگر شيب قرار گرفته است. كشف رود در ميامي (نرسيده به كاهك ميامي و بعد از پل سرخس كه راه آهن فعلي در آنجاست) به نحو احسن ديده مي شود. و از کنگلومرا قاعده ای، شیل، ماسه سنگ فیلیش و کنگلومرا 8 بخشی و در قسمت هاي دريايي از رسوبات توربيدايتي تشكيل شده است كه گاهي در عمق بيش از 1000 متر رسوب كرده اند. فسيل هاي كه در آن ديده مي شوند عبارتند از آمونیت، ایکنوفسیل، نرم تن، استراکودا، بلمنت، کرینوئید، مرجان و اسفنج. رسوبات آن بيشتر قاره اي است و نشان دهنده پيشروي آب دريا به سمت خشكي است. معادل آن در البرز سازند شمشك و به طور كلي سيماي آن يادآور سازندهاي ذغالدار در ديگر حوضه هاي رسوبي است. اين دو سازند كمي باهم متفاوتند به اين صورت كه شمشك قاره اي تر بوده و در آن لايه هاي ذغالي نيز ديده مي شود در حالي كه در كشف رود لايه اي ذغالي ديده نمي شود. ضخامت كشف رود در شرق نازك و در غرب زياد مي شود. ضمن آنكه در گردنه مزدوران ضخامت آن 1700 متر تعيين شده است. اين سازند نخستين چرخه رسوبي كپه داق محسوب مي شود.
دومين چرخه رسوبي ژوراسيك به سن باژوسين ميانى تا ژوراسيک پسين و حتى کرتاسة پيشين به طور دگرشيب سطوح فرسوده كهن را مي پوشاند از نوع دريايي باز بوده و همانند ديگر نقاط ايران مي باشد. مرز پاييني اين چرخه رسوبي سيمرين مياني كه اين دگرشيبى پيش از باژوسين، يادآور عملکرد رويداد سيمرين ميانى در ديگر نواحى ايران مي باشد. مرز بالايي آن سيمرين پسين است. سازندهاى خانهزو، چمنبيد و مزدوران، نشانگر محيطهاى رسوبگذارى از نوع درياى باز با ژرفاى متوسط تا زياد است. سن بخش پايينى سازند شوريجه، ژوراسيک پسين بوده و نشانگر رخسارههاى پسرونده درياى ژوراسيک است. در ورقه بزنگان نئوژن با دگرشيبي روي كشف رود قرار گرفته است .
سازند چمن بيد
به صورت پيوسته روي كشف رود قرار دارد و از شرق به غرب ضخامت آن افزايش مي يابد و اين موضوع نشان دهنده اين است كه عمق دريا در غرب بيشتر بوده است. علت اين پديده به آنتيكلينال آق دربند مربوط مي شود زيرا اين آنتيكلينال به سمت بالا حركت مي كند و سبب جوان شدن كپه داق مي شود به طوري كه در عكس هاي ماهواره اي روند جوان شدن كپه داق را ميتوان دنبال كرد.
در چمن بيد سنگ آهک ریز بلور پیریت دار به رنگ خاکستری تیره و سیاه، نازک لایه، ديده مي شود اما بيشتر از آهك مارني همراه با تناوب شيل تشيكل يافته است. رسوبات آن نسبت به كشف رود در مناطق عميق تر دريا تشكيل شده است. در سدكارده و نزديكي ماردش هم كشف رود و هم چمن بيد به نحو بهتري ديده مي شوند. ضخامت آن متغير و از 700 تا 700 متر تعيين شده است. اين سازند در در گردنه مزدوران (km 10 ) مثلثي شده و از بين مي رود و به نوعي مي توان گفت كه در اين قسمت چمن بيد بين انگشتي است و در نتيجه در اين محل بعد ازكشف رود، مزدوران ديده مي شود.
دگرشيبي كشف رود با نئوژن در ورقه بزنگان به سن چمن بيد متغير است اما نه به آن حد كه كالووين و تيتونين را در بر بگيرد. بنا به نظر اين جانب(مهدي داودي)، چمن بيد سني در حدود كالووين تا تيتونين دارد چون بعد از چمن بيد، مزدوران قرار دارد كه ضخامت نسبتا بالايي دارد. مدرك اين جانب فسيل آمونيتي است كه در قسمت هاي غربي چمن بيد كه جديدترند، پيدا كرده ام و دكتر سيد امامي آنرا تيتوتين تعيين سن كرده است. در اين قسمت سه سازند چمن بيد، مزدوران و شوريجه باهم ديده مي شوند و درنتيجه مي توان انتظار داشت كه در آن فسيل آمونيت ديده شود.
شوريجه
در نقاط زيادى ازکپه داق، به جز پايانة باخترى آن (نواحى گنبد کاووس)، سنگآهکهاى ژوراسيک بالا (سازند مزدوران) با رديف آوارى سُرخرنگى پوشيده ميشود که از آن به نام « سازند شوريجه » ياد ميشود. علت تشكيل اين رسوبات آواري چين خوردگي ليت كيمرين است كه سبب حركات قائم و بالا آمدن كف حوضه شده است و به نوعي يك گپ رسوبي، بدون اين كه دگرشيبي بوجود آيد، ايجاد شده است.
سازند شوريجه بيشتر از نوع رسوبهاى آوارى (شيل، رُس سنگ، ماسهسنگ، کنگلومرا)، کمى سنگگچ و لايههاى ناچيز سنگهاى کربناتى است که سيماى قهوهاى – سُرخ دارد و به صورت رديفى راهنما و سُرخرنگ، سنگآهکهاى صخرهساز ژوراسيک بالا (مزدوران) را از سنگآهکهاى کرتاسة پايين (سازند تيرگان) جدا ميکند.
در محل بُرش الگو (درة خور)، سازند شوريجه به سه بخش تقسيم شده است (افشار حرب، 1373).
* « بخش آوارى تبخيرى زيرين » شامل 334 متر شيل قهوهاى مايل به سُرخ و ارغوانى، ماسهسنگ، سنگآهک و سنگ گچ است.
* « بخش کربناتى تبخيرى ميانى » از 276 متر سنگهاى کربناتى، سنگ گچ، شيل، ماسهسنگ و سيلت سنگ تشکيل شده است.
* « بخش آوارى بالايى » شامل 371 متر ماسهسنگ با ميانلايههايى از شيل قهوهاى مايل به سُرخ است. در اين بخش، سنگهاى کربناتى و سنگ گچ ديده نميشود.
رخسارة آوارى و سيماى سُرخ – صورتى سازند شوريجه را ميتوان از مرز افغانستان تا ناحية آرموتلى (80 کيلومترى خاور گنبد کاووس) دنبال کرد. ولى شرايط و نوع محيط رسوبى سبب شده تا بخشهاى سه گانة بُرش الگو در همه جا رخساره و ستبراى يکسان نداشته باشد و از 700 تا 1000 متر ديده شود. براى نمونه، در بُرش حمامقلعه، ماسهسنگ قارهاى بخش بالايى به رسوبهاى دريايى و سنگهاى کربناتى تغيير رخساره داده است..
در محل بُرش الگو، همبرى شوريجه با سازند مزدوران تدريجى است. همبرى بالايى آن با سازند تيرگان، اگرچه با تغيير رخسارة ناگهانى است، ولى ميتوان شاهد يک گذر تدريجى بود. ولى گاهى (ماننددرة ارداک) سطح بالايى شوريجه فرسايشى است و بر روى آن کنگلومراى پليوسن قرار دارد و يا در کوه اُزون، سنگآهک کلات به سن ماستريشتين بر روى اين سطح قرار دارد.
سازند شوريجه بيشتر از رسوبهاى قارهاى – مردابى تشکيل شده ولى زبانههايى از رسوبهاى دريايى حاوى سنگواره دارد. بخش زيرين لايههاى دريايى به سن بريازين – والانژنين، سن بخش ميانى آن هوتريوين و بخش بالايى به سن بارمين دانسته شده است. در مورد سن سازند شوريجه اتفاق نظر وجود ندارد.کلانترى به استناد دو برش حمامقلعه و زنگانلو، شوريجه را به سن کيمريجين – نئوکومين ميداند. رهقى، نمونههاى بُرش نايبا – جوزک را به سن تيتونين – نئوکومين ميداند.
نهشتههاى آوارى – تبخيرى و سُرخرنگ سازند شوريجه، با رسوبهاى همزمان (ژوراسيک پسين – کرتاسة پيشين) ديگر نقاط ايران به ويژه نهشتههاى سُرخ و آوارى نواحى کرمان – طبس (لايههاى سُرخ گرهدو، سازند سُرخ آوارى، نهشتههاى آوارى – گچى مَـگو) شباهت کامل دارد. با وجود تفاوتهاى رخسارهاى، نهشتههاى تبخيرى گوتنيا و هيث در زاگرس و واحد گچ و ملافير البرز مرکزى، ميتوانند از نظر زمانى و شرايط رسوبى، به نوعــى با سازند شوريجه همارز باشند. در ترکمنستان به آواريهاى مشابه با شوريجــه « ماسهسنگ شاتليک » نام داده شده که سنگ مخزن اصلى ميدانهاى گازى دولتآباد – دونمز، شاتليک، مارلى و بايرامعلى است. در ايران، شوريجه داراى دو لايه ماسهسنگ گازدار به نام ماسهسنگ D معادل ماسهسنگ شاتليک ترکمنستان است (افشارحرب، 1380).
در نزديكي سد كارده گسل قائن km 12 جا به جايي دارد. امتداد آن شمال غرب – جنوب شرق بوده و سبب جوان شدن كپه داق به صورت قائم مي شود. به همين دليل دشت مشهد هورست و گرابن است و چين خوردگي هاي آن امتداد شمال غرب – جنوب شرق دارند.
تيرگان
بُرش الگوى سازند تيرگان، در کوه تيرگان، واقع در 39 کيلومترى جنوب خاورى درگز مطالعه شده است. در ضمن اين سازند داراى بُرش مرجعى است که در جنوب خاورى روستاى جوزک (باختر کپه داق) قرار دارد.
سازند تيرگان از سنگآهکهاى ستبر لايه تا تودهاى، اُاُليتى و زيستآوارى با ميانلايههاى ناچيزى از سنگآهکهاى مارنى، مارن و شيل آهکى و بدون وقفه رسوبگذاري در دريا گذاشته شده است و به دليل آشفته بودن درياي آن زمان سيمان اسپارايتي در آن تشكيل شده است.
ستبراى زياد لايهها و به ويژه تراکم و سختى سنگآهکها سبب شده تا اين سازند از واحدهاى چهرهساز بين رديفهاى آوارى سُرخرنگ سازند شوريجه و نهشتههاى شيلى – مارنى سرچشمه باشد. به همين دليل يکى از واحدهاى فيزيوگرافيک کپه داق را ميسازد.
در خاور کپه داق (بُرش شوراب)، سازند تيرگان کمترين ستبرا (20 متر) را دارد ولى به سمت باختر، ضخامت سازند افزايش مييابد، به گونهاى که در محل برش مرجع، 310 متر و در بُرش الگو 780 متر ستبرا دارد و حتى در چاه قزلتپه شمارة 2 ضخامت تيرگان 1005 متر است. مرحوم افشار حرب در تز دكتراي خود در برش جوزك در بجنورد و نرسيده به چمن بيد، مقطعي از تيرگان را انتخاب نمود كه حدود 700 متر ضخامت دارد.
در محل بُرش الگو و بُرش مرجع مرزهاى پايينى و بالايى تيرگان با تغيير رخساره ناگهانى گزارش شده است، ولى بررسيهاى رسوب شناسى جديد، حاکى از تدريجى بودن مرزهاى زيرين و بالايى اين سازند است و حتى گاهى سازند تيرگان ممکن است با واحد کهنتر (سازند شوريجه) و يا جوانتر (سازند سرچشمه) پيوند بين انگشتى داشته باشد. اُربيتولين شاخصترين سنگوارة سازند تيرگان است که اغلب هستة اُاُوليتهاى آهکى را تشکيل ميدهد. بر پاية سنگوارههاى موجود، سن سازند تيرگان نئوکومين (بارمين) تا آپتين است.
سازند تيرگان يکى از واحدهاى سنگى و پايدار پهنة کپه داق است، ولى گاهى اين سازند وجود ندارد. براى نمونه در ناحية جاجرم، سازند تيرگان گسترش نيافته و سنگآهک کلات به سن ماستريشتين، بر روى ماسهسنگهاى شوريجه است و يا در 82 کيلومترى گنبدکاووس، باز سازند تيرگان وجود ندارد و سازند آيتامير بر روى سازند شوريجه قرار دارد. گفتنى است که جدا از تغييرات ستبرا، گاهى ميتوان شاهد تغيير رخسارة سازند تيرگان بود. براى نمونه در بُرش حمامقلعه، 90 متر از بخش ميانى سازند را ماسهسنگهاى خاکسترى و نخودى رنگ همراه با لايههاى نازک آهک و مارن تشکيل ميدهد. جدا از پهنة کپه داق، سنگآهکهاى اُاُوليتى سازند تيرگان را ميتوان در دامنههاى شمالى بينالود (جنوب جادة مشهد – قوچان) و کوه شاهجهان (شمال اسفراين) ديد. اين رخنمونها هيچگونه نشانههاى زمينساختى ندارند و به نظر ميرسد که درياى تيرگان، به سمت جنوب تا کوههاى بينالود، گسترش داشته است در كنتاكت تيرگان با سرچشمه سازند تيرگان ديده مي شود.
سرچشمه
مقطع تيپ سرچشمه در گزارش 12 صفحه اي شركت نفت كه انگليسي است در نزديكي كارخانه سيمان بجنورد و روستاي بابا امان گرفته شده است.
سازند سرچشمه در محل بُرش الگو، با 310 متر ستبرا، از دو بخش غيررسمى و يک لاية کليدى تشکيل شده است. بخش زيرين سازند، حدود 178 متر مارن همگن به رنگ خاکسترى مايل به آبى است. بخش بالايى سازند 132 متر شيل آهکى خاکسترى تيره است که ميانلايههاى نازکى از سنگآهکهاى زيستآوارى دارد. پايان بخش سازند سرچشمه، يک لايه کليدى يک مترى از سنگآهکهاى زيستآوارى است که راهنماى خوبى براى تعيين مرز بالايى سازند ميباشد. در بُرشهاى گوناگون، تغييرات نسبت بخش مارنى پايينى به شيل بالايى زياد است و گاهى ممکن است يکى از آنها وجود نداشته باشد. آهك هاي سرچشمه لوماشل است كه معني آن صدف سنگ است. اين نام به خاطر صدف هاي فراواني كه درآن به اين سازند داده شده است كه درقسمت دوم سرچشمه به صورت ميان لايه ديده مي شود.
تغييرات ضخامت سازند سرچشمه درخور توجه است. در يک نگاه کلى، ستبرا از خاور به باختر افزايش مييابد. در بُرش نار (خاوريترين برش)، سازند سرچشمه 150 متر ضخامت دارد. در 100 کيلومترى شمال خاورى گنبدکاووس ضخامت سازند سرچشمه 1090 متر است. هر دو همبرى سازند با واحدهاى سنگى زيرين (سازند تيرگان) و بالايى (سازند سنگانه) همشيب است. ولى گاهى دو سازند تيرگان (درزير) و سرچشمه با يکديگر ارتباط بين انگشتى دارند.
جدا از روزنهداران فراوان، در باختر کپه داق، سازند سرچشمه آمونيت فراوان دارد. مجموعة سنگوارههاى اين سازند، نشانگر سن بارمين پسين تا آپتين ميانى است.
گسترش جغرافيايى سازند سرچشمه در خور توجه است. از مرز افغانستان به سمت باختر، سرچشمه را ميتوان در يک فاصلة 110 کيلومترى ديد. ولى در شمال کوه کورخود- رباط قرهبيل، اين سازند رخنمون ندارد و سازند آيتامير روى سنگهاى کهنتر از سازند سرچشمه (تيرگان، شوريجه) قرار دارد.
نكته: شيل نوعي رسوبگذاري شبه لايه اي است (استراتوئيد )كه به صورت نوك مدادي فرسايشي مي يابد. در برخي موارد كه هيچ روستايي نزديك (محل مورد بررسي نيست از شماره تيرچراغ برق مي توان براي تعيين كردن مكان محل استفاده كرد. آهکهای شیلی نمیتوانند صخره ساز باشند علت اينكه یک طرف دامنه خشک و طرف دیگر آن سبز به این دليل مي باشد که درهها رو به آفتاب و پشت به آفتاب قرار دارند و اما دامنههای پشت به آفتاب فرسایش بیشتری مي يابند و به همين دليل از نظر رطوبت و خاک غنیتر از دره هاي رو به آفتاب اند.
سنگانه
بُرش الگوى سازند سنگانه در 4 کيلومترى شمال باخترى روستاى سنگانه، در 70 کيلومترى شمال خاورى مشهد، (در نزديکى کلات) مطالعه شده است و گذرش در دو راهي امير آباد به خوبي ديده مي شود. و دره هاي سياه رنگ را ايجاد كرده است. از نظر سنگشناختى، سازند سنگانه شامل شيلهاى همگن به رنگ خاکسترى تيره تا سياه کمى مايل به سبز، بدون لايهبندى شاخص و مقدار ناچيز ميانلايههاى سيلت سنگ است. در بجنورد و نزديك مرز و همچنين در قلعه نو به بعد به نحو بهتر ديده مي شود. در سد زاوين به صورت شيل ، آهك گلونيتي سبز رنگ كه به علت فرسايش در زير مانده است ديده مي شود
سازند سنگانه دو ويژگى آشکار دارد، يکى سيماى ريختشناسى تپه ماهورى فرسوده و پشته مانند به رنگ سبز – خاکسترى، دوم گرهکهاى عدسى و بيضوى شکل از رسهاى آهندار که گاه هستهاى از سنگوارة آمونيت دارد و ساختار مخروط در مخروط نيز در آن ديده مي شود.
نحوه تشکیل مخروط در مخروط به این صورت است كه هستهای از دانههای ریز آبکی به وجود میآید و در اثر از دست دادن آب به داخل هم میرود و مخروط در مخروط را به وجود میآورد بر اثر وارد شدن فشار از بالا اين رسوبات آبكي آب خود را از دست داده و به داخل هم فرو مي روند. در روستاي قلعه نو و ارتوكن هسته نودولها و کنکرسیونها آمونیت مي باشد.
ضخامت سازند سنگانه در محل بُرش الگو، 750 متر است، ولى به سمت شمال و باختر، ستبرا تا 2000 متر افزايش مييابد و در مقطع تيپ آن در گنبد 1000 متر ضخامت دارد. هر دو همبرى سازند سنگانه با واحدهاى زيرين (سازند سرچشمه) و زبرين (سازند آيتامير) همشيب است. ولى گاهى تفکيک سرچشمه و سنگانه ناممکن است و گاهى نيز (شمال گسل کورخود – رباط قره بيل) مرز بالايى سنگانه فرسايشى و به سازند کلات به سن ماستريشين و يا سازند چلکن به سن پليوسن است.
|
نودول |
سازند شيلى سنگانه، به سن آلبين، يادآور شيلهاى آلبين نواحى جام، اصفهان و يزد (سازند غير رسمى دره زنجير) و سازند کژدمى در زاگرس است. اين شباهت ميتواند نشانگر شرايط يکسان رسوبى بر حوضههاى زمان آلبين ايران باشد.
آيتامير
اين سازند از دو بخش تشكيل شده است.بخش ماسه سنگي كه اغلب در زير قرار دارد و بخش شيلي كه لايه هاي فوقاني را تشكيل مي دهد.هردو بخش گلوكونيتي بوده و اغلب به رنگ سبز زيتوني ديده مي شوند. در بخش شيلي لايه هاي نازك و جزئي ماسه سنگ گلوكونيتي نيز وجود دارد.
سازند آيتامير در برش الگو 1000 تر ضخامت دارد و شامل دو بخش متمايز به شرح زير است :
1-بخش ماسه سنگي كه از 611 متر ماسه سنگ گلوكونيتي صخره ساز تشكيل شده است. برخي لايه ها كه داراي رس مي باشند نرمتر بوده و بين لايه هاي صخره ساز فرو رفتگي هايي بوجود آورده اند.
بخش شيلي از 389 متر شيل خاكستري مايل به سبز زيتوني گلوكونيتي با لايه هاي نازك و جزئي ماسه سنگ نزديك به قاعده.
سنگواره و سن
بخش زيرين سازند آيتامير در محل برش الگو فاقد سنگواره است. 1.رهقي از بخش شيلي فوقاني روزنه داران زير با سن سنومانين را شناسايي نموده است :
Epistomina sp , Margulina sp , Rotalipora spenninica,Hedbergella lelroensis ,Hedbergella britonesis ,Globigerina infracretaea ,Gavelinopsis enomarica ,Gavclinella balica ,Globorotalites aff. Micheliniana ,Dorotbia bullota citbarina gaisendorfari marsonella trochus.
1.كلانتري در شرق كپه داق گونه هاي زير را بيشتر از برش زنگلانلو گزارش نموده است:
Anomalia aumalonsis ,Citbarina geisendorteri ,Discorbis minima ,Dorothia ulletta ,Gavelinella halica ,Gvaelinopsis cenomanica ,Gyroidincides cf.primitiva uedberglla delrioensis ,Marssonella trochus ,sigmoilina anriqun.
ماسه سنگهاي آيتامير اغلب داراي آمونيت مي باشند. در نواحي شمالي دره اترك در شمال شهرك مراوه تپه ، در ناوديس اين آمونيتها فراوان يافت مي شوند. كه . سيد امامي گونه هاي زيررا با سنومانين پيشين شناسايي نموده است.
Acanthohplites sp , Mantcllicerassp ,Turilites sp.
بطور كلي سن سازند آيتامير در منطقه آلبين پسين و سنومانين است.
سنكلينال معلق يا پرشه : تشكيلات نرم و سخت با هم وجود دارند كه ليتولوژي سخت با ضخامت كم در بالا و ليتولوژي نرم با ضخامت زياد در پايين قرار دارد. با فرسايش يافتن ليتولوژي ها كناره سنكلينال اين حالت بوجود مي آيد.در اين عكس ماسه سنگ گلاكونيتي باقي و شيل گلاكونيتي از بين رفته است. جوانترين قسمت در اين عكس قسمت هاي سبز سازند آب تلخ است. سازند نيزاز تيره تر است. به طرف شرق ( به طرف مزدوران ) ماسه سنگي و به طرف كلات آهكي است. تونل كلات در آهك شيلي سخت ساخته شده است. در زير كلات نادري آهك شيلي آبي رنگي وجود دارد. كه برابر ماسه سنگ و شيل در مزدوران است و در آن مي توان سكانس چينه اي پيدا كرد و ارتباطي به تكنونيك نداشته و به آب دريا وابسته است
|
سنكلينال پرشه |
|
پسته ليق |
|
كلات |
تامين آب منطقه كلات به سبب وجود شيل هاي سنگانه و سرچشمه است. در آنتيكلينال در ابتدا تيرگان بود كه تا دره گز ادامه دارد و بعد از سرچشمه قرار دارد كه در قسمت پايين كمي تيره تر مي شود و مربوط به سرچشمه پايين است. آب از آهك كارستي تيرگان (به ميزان كم) و از آهك مزدوران (به ميزان بيشتر) تامين مي شود و سيستم سرچشمه و سنگانه كه نفوذ ناپذيرند سبب جمع شدن آب و ايجاد نيزار هاي سرسبز مي شود.
سازند آب دراز
نام اين سازند از روستاي آب در واقع در شرق كپه داق در شمال غرب روستاي مزدوران گرفته شده است . اطراف اين روستا را تپه هايي از سنگ آهك هاي سفيد چاكي به اين واحد سنگي فرا گرفته است. روستاي آب دراز در 75 كيلومتري شرق مشهد واقع است .
محل برش الگو در شرق راه مشهد سرخس در فاصله حدود يك كيلومتري گردنه مزدوران واقع است . مختصات قاعده برش الگو 000 ، 23 ، 60 طول شرقي 40 ، 10 ، 36 عرش شمالي واقع است . برش در درون آبراهه هاي كه تختگاهي ( Terrace) را در امتداد شمال جنوب بريده است قرار دارد.
از دو راه مي توان به محل برش الگو رسيد يكي از طريق گردنه مزدوران و جدايي از راه اصلي ، در راهي خاكي و فرعي كه از بالاي گردنه بسوي شرق مي رود. بعد از طي حدود متر در اين راه آبراهه اي بسوي شمال وجود دارد كه به محل برش مي رسد. از راه خاكي تا برش را بايد پياده پيمود. طريق ديگر اينست كه پس از پيمودن 5/2 كيلومتر از گردنه مزدوران آبراهه اي نزديك به قهوه خانه اي بنام شازده راه اصلي را قطع مي كند . فراشيب اين ابراهه را براي رسيدن به محل برش بايد پياده پيمود.
سازند آب دراز در شرق محور دره گز – قوچان شامل شيل به رنگ خاكستري روشن است كه در سطوح فرسوده به رنگ سفيد خاكستري ديده مي شود و دراي سه بخش سنگ آهك چاكي در داخل شيلها مي باشد. در برخي از نواحي تعداد بخشهاي آهكي به چهار لايه مي رسد. سنگ آهك ها به رنگ سفيد مايل به خاكستري و يا زرد هستند كه سنگواره اينوسراموس فراوان دارند. در غرب محور فوق اين سازند فقط از سنگ آهك چاكي و مارني با رخساره اي اغلب يكنواخت تشكيل شده است كه سنگواره هاي اينوسراموس در اين محل بفراواني شرق محور نمي باشد.
در محل برش الگو سازند آب دراز شامل 188 متر شيل و سنگ آهك مي باشد.
گسترش منطقه اي
از محل برش الگو در امتداد قره داق ، بسوي جنوب شرق بطور كلي سازند مي گردد. به گزارش ح . ناراني در برش پادها ضخامت سازند 306 متر است و سه سنگ آهك چاكي در بين بخشهاي شيلي در آن تشخيص داده مي شود. ضخامت اي ساز برش شوريجه به 350 متر مي رسد. مانند برش الگو بيشتر ضخامت واحد را شيلهاي آن به رنگ خاكستري روشن كه در سطوح فرسوده سفيد خاكستري هستند تشكيل مي دهند داراي سه بخش از سنگ آهكهاي چاكي داراي سنگواره اينوسراموس مي باشد.
سنگواره و سن
ف. بزرگ نيا و 1.كلانتري بر پايه وجود روزنه داران زير سن برش الگو را تورونين – كونياسين گزارش نموده اند. سنگواره هاي Globotruncana imbcricata و Globotruncana Helvetica نمايانگر سن تورونين است.
سنگواره اي زير آشكوب كونياسين را مشخص مي سازد .
Globotruncana schneegansi ,Globotruncana culverensis ,Globorotalites micheliniana ,Gavelinella costata
سن سازند آبدراز تورونین تا سانتونین است و از شیل خاکستری و چاکی لایمستون تشکیل شده است.
آب تلخ
نام اين سازند از روستاي آب تلخ گرفته شده كه در 77 كيلومتري شمال شرق شهر مشهد ، در راه روستاي بزنگان به روستاي چهچهه در ميان رخنمونهاي اين سازند قرار دارد. محل برش الگو پس از گردنه مزدوران ، در شرق راه اصلي شهر مشهد به سرخس قرار دارد. مختصات قاعده سازند در محل برش الگو 10 ، 33 ، 60 طول شرقي و 56، 36 عرض شمالي است و در ادامه برش الگوي آب دراز برداشت شده است. براي رسيدن به برش الگو بايد از آبراهه اي كه در كنار قهوه خانه شازده ، در راه مشهد سرخس پسر از گردنه مزدوران وجود دارد در جهت فراشيب آبراهه حركت نمود.
سازند آب تلخ شامل شيل آهكي به رنگ خاكستري مايل به آبي با لايه هاي جزيي و فرعي مارن است. نزديك به سطح فوقاني سازند لايه هاي نازك ماسه سنگ رس دار ، سنگ آهك مارني ماسه اي وجود دارد.
در برش الگو سازند آب تلخ 813 متر ضخامت دارد .
در محل برش الگو مرز زيرين سازند سطح تغيير سنگ آهك سفيد رنگ چاكي بر شيل خاكستري است كه پيوسته و هم شيب است. مرزآن با سازند فوقاني گذاري تدريجي پيوسته و هم شيب است . اين مرز را سطح زيرين لايه ماسه سنگ ضخيم و صخره ساز سازند نيز را مشخص مي سازد.
گسترش منطقه اي
سازند آب تلخ بهترين گسترش را در شرق كپه داق دارد. از برش الگو در امتداد رشته قره داق به سوي جنوب شرق به گزارش ح.ناراني در برش پادها- پد علي در فاصله 15 كيلومتري برش الگو اين سازند از 125 متر شيل آهكي يكنواخت به رنگ خاكستري مايل به سبز تشكيل شده است.
سنگواره و سن
نمونه هاي برش الگو راف . بزرگ نيا مطالعه و سن اين سازند راسانتونين ، كامپا ماستريشتين زيرين تعيين نموده
است . در آشكوب سانتونين سنگواره روزنه داران زير :
Truncana lapparenti coronata ,G , fornicata ,G.concavata carinata ionina exulpta.
ودر آشكوب كامپانين سنگواره روزنه داران زير يافت شده است.
Globotruncana arca ,G.globigerinoides ,G .lapparenti bulloides , Gavelinella antiana.
مهمترين گونه هاي زيادي ماستريشتين را سنگواره هاي زير تشكيل داده اند :
Orbitoides ,Siderolites Calcitrapoides ,Cibicides subbosqueti ,Bolivinoides raca mililanris ,Stensioina pommerana.
سازند نيزار
نام اين سازند از تنگ نيزار در 14 كيلومتري شمال روستاي مزدوران و 62 كيلومتر جنوب غرب شهرسرخس گرفته شده است ، راه اصلي مشهد – سرخس از اين تنگ مي گذرد.
برش الگو در صخره هاي سمت شرق تنگ و راه اصلي قرار دارد. مختصات قاء برش .. ، 33، 60 طول شرقي و 30 ، 16 ، 36 عرض شمالي است .قاعده برش در حدود 50 متر در شرق راه اصلي مشهد-سرخس قرار دارد ، برش از شهر مشهد 122 كيلومتر و از روستاي مزدوران 17 كيلومتر فاصله دارد.
سازند نيزار از ماسه سنگهاي ضخيم لايه ، گلوكونيتي و شيل تشكيل شده است و داراي يك لايه سنگ آهك ماسه اي در بخش فوقاني آن است.
سازند نيزار در محل برش الگو از 318 متر ماسه سنگ و شيل از پايين به بالا بشرح زير تشكيل شده است
گسترش منطقه اي
سازند نيزار از محل برش الگو به سوي جنوب شرق نازك مي شود. در برش پادها – پدعلي اين سازند به گزارش ح. ناراني 290 متر ضخامت دارد. در برش نار يعني شرقي ترين رخنمون برداشت شده توسط همين زمين شناس ، اين سازند تنها 45 متر ضخامت دارد. ضخامت سازند نيزار در ناحيه سرخس از غرب به سوي شرق ، در چاههاي شماره يك خانگيران ، شماره يك و سه گنبدلي 120 ، 220 ، و 260 متر مي باشد.
سنگواره و سن
اين سازند داراي سنگواره بسيار كمي است و فقط تعداد كمي از گونه ها : Anomalina sp . seracenaria sp از محل برش الگو توسط 1.رهقي گزارش شد است. با در نظر گرفتن سن بخش فوقاني سازند زيرين كه ماستريشتين مي باشد و سن سازند زبرين ، سنگ آهك كلات كه مايستريشتين است ، سن سازند نيزار نيز بايد مايسترشتين باشد. آب تلخ در ادامه آبدراز و به رنگ خاکستری قابل تفکیک است (آبدراز سفید رنگ است) سن آب تلخ سانتونین تا کامپانین است که در نزدیکیهای کلات نادری قرار دارد.
سازند كلات
نام اين سازند از ناوديس كلات گرفته شده است. سنگهاي آهك هاي اين سازند بصورت ديواره اي قائم آن را بصورت قلعه اي طبيعي در آورده است كه تنها از محل ورود و خروج رودخانه كلات راه ورود دارد. گفته مي شود كه نادرشاه با برپايي دروازه ، آن را بصورت قلعه اي طبيعي درآورده بوده است.
گرچه نام اين سازند از ناوديس كلات و شهرك كلات نادري گرفته شده است بطوري كه در گسترش منطقه اي سازند خواهد آمد بخش فوقاني اين سازند در ناحيه گسترش نيافته است. بهترين گسترش اين سازنددر ناحيه تنگ نيزار ديده مي شود. برش در اين تنگ معرفي شده است كه كاملترين گسترش اين واحد سنگي را در منطقه داراست ضمن چون در كنار راه اصلي واقع است دسترسي به برش الگو بسيار آسان است .مختلف جغرافيايي قاعده برش 10 ، 33 ، 60 طول شرقي و 46 ، 16 ، 36 عرض شمالي را جنس سازند.
سازند كلات از سنگ آهك ماسه اي ، زيست آواري و صخره ساز تشكيل شده است ناحيه تنگ نيزار بخشهاي شيل آهكي نيز در آن گسترش يافته كه برخي از اين بخش شيلي تا ناوديس كلات نيز گسترش يافته است. در برخي نواحي لايه هاي نازك و ماسه سنگ نيز در اين سازند ديده مي شود.
در محل برش الگو در تنگ نيزار از اين سازند از 277 متر سنگ آهك تشكيل شده است
گسترش منطقه اي
سنگ آهك كلات در دريايي پيشرونده تشكيل شده و گسترش وسيعي در منطقه دارد. ازپنج بخش موجود در محل برش الگوي اين سازند فقط بخش زيرين در تمام منطقه گسترش يافته است و بخشهاي ديگر به سوي شرق و غرب نازك شده و ناپديد مي گردند. لايه نازك صدف سنگ قاعده برش الگو در برخي نقاط ديگر مانند تكل كوه نيز ديده مي شود.
سنگواره و سن
نمونه هاي گردآوري شده از محل برش الگو را 1.رهقي مطالعه و سنگواره روزنه زير را از بخشهاي مختلف سازند گزارش نموده است. سنگواره هاي زير در بخش سنگ زيرين ديده شده است:
Siderolites calcitrapoides ,Rotalia ,Lituolidae , bryozoa.
بخش شيل زيرين داراي سنگواره هاي زير است :
Gyrodina globosa ,Rotalia ,Nummofallotia sp . Loxosttoma plaitum , ia aff ,tuberculifera ,lituolidae ,bryozoa algae.
دربخش آهك مياني ، بخش شيل فوقاني و لايه هاي زيرين بخش آهك سنگواره هاي زير ديده شده اند:
Globotruncana lapparenti ,Heterohelix globosa ,Globrotalites micheliniana ergella sp , Gavelinella sp.
در 13 متر از لايه هاي فوقاني بخش آهك فوقاني سنگواره كمي وجود دارد. گونه هاي Miliolidae و bryozoa , Rotaliidae در آن ديده شده است. بر پايه وجود روزنه داران فوق 1.رهقي سن سازند را در محل برش الگو مايسترشتين تعيين نموده است.
در تنگ نيزار يك لايه صدف سنگ دو كفه اي ها در قاعده سازند و چندين سنگ آهك روديستي در بخش فوقاني سازند وجود دارد.در لايه هاي نزديك به قاعده شيل فوقاني سنگواره گاستروپودي وجود دارد كه بنابراظهار شفاهي 1.مجتمع Otostoma tchiatcheffi d archiac مي باشد كه مشخص آشكوب مايستريشتين مي باشد . بخش سنگ آهك زيرين در محل برش الگو اينوسراموس نيز ديده شده است.سنگ آهك روديستي از محل برش الگو در تنگ نيزار بسوي شرق تا برش پادها- پدعلي و بسوي تنگ قلعه سرخ در شمال روستاي بزنگان گسترش دارد. گاستروپود فوق تا تنگ دماغه ناوديس چهل كمان در فاصله 32 كيلومتري شمال غرب تنگ نيزار نيز ديده شده اند.
در ناوديس كلات نيز از لايه هاي زيرين سازند كلات سنگواره اينوسراموس گزارش شده اند
رسوبات قديمي كلات از طرف قره سو آمده اند چون قلوه ها به صورت زير قرار گرفته اند.
كلات و نفته (مارن سفيد )پسته ليق، چهل كمان، خانگيران رسوب كرده اند در سنكلينال كلات دو چين خوردگي كوچك ايجاد شده است. كه به صورت آنتي كلينال است. راستاي آن شمال غرب –جنوب شرق است. در قسمت غرب كه قره سو است آب از آن حركت مي كند رسوبات را مي شويد. در قره سو، رسوبات بالا رفته اند و بنابراين نفته و چهل كمان و پسته ليق از بين رفته اند ولي در شرق باقي مانده اند. نادرشاه 1000 حوضچه ساخته است كه اگر آب را از بالا ببندند تا يك سال آب منطقه تامين است.
در كپه داق در شرق بيشتر رسوبات آواري و در غرب رسوبات دريايي اند.در سازند كلات به ميانه لايه اي از ژيپس بر مي خوريم كه به علت وجود اكسيد آهن قرمز شده اند . گاهي قالب فسيل در آن ديده مي شود . اين ژيپس نشان از كولابي بودن محيط در هنگام رسوبگذاري دارد .
رسوبات پليوكواترنر در تمام مكان ها روي رسوبات قديمي برافراشته شده قرار گرفته است و سطح آن به صورت كونفورم است .
ميان لايه ژيپسي سازند كلات پسته ليق بر اثر عواقب چين لاراميد (پست ميوسن پلي پليوستوسن )بر افراشته شده است
كلات 5 ممبر دارد كه يكي از آنها نفته است، در واقع نفته همان كلات است كه به صورت كولابي گذاشته شده است . ممبر ديگر آن آهك ماسه اي است (ماسه خرد شده و سيمان آنرا سفت كرده است)يعني در آن زمان گذاشته شدن اين قسمت ساحل بوده است . به عبارتي كلات در شرايط دلتايي بر جاي گذاشته شده است.
بند نادري : در اينكه آيا نادر آنرا ساخته است شك است اما در زمان نادر از آن استفاده مي شده است و هنوز هم فعال است. اين بند طوري ساخته شده كه جلوي آب را بگيرد به نظر دكتر آريائي اين بند خيلي قبل تر از نادر ساخته شده است) در اين بند كراس بدينگ نيز ديده مي شود كه مربوط به منطق دریایی و رودخانه ای است. آهك ماسه اي آن به صورت كالك آرنايت بوده و نشانگر دریایی بودن محيط در هنگام رسوبگذاري است يعني به علت دريايي بودن محيط آهك هاي قبلي خرد شده و در ورودي دريا انباشته شده اند يا به عبارتي رسوبات به صورت دلتايي ته نشست شده اند (دكتر آريائي1386). در رودخانه ها در زمان تر سالي رسوبات بستر رود كه از در خشك سالي گذاشته شده اند، شسته مي شوند.
عوامل بوجود آمدن تراس(terrace)
1- تناوب تر سالي و خشكسالي
2- پايين افتادن سطح اساس رودخانه (معادل سطح دريا و صفر است).
پادگانه آبرفتي (تراس) قديمي در بالا و جديد در پايين قرار مي گيرد . فرسايش قهقرابي از Base level به سمت خشكي پيش مي رود . حال اگر شيب زياد باشد فرسايشي زياد و اگر شيب كم باشد فرسايش كم است .
اين گراند كانيون ها در نزديكي آق داش 80 متر ارتفاع دارند در اين محل سازند كلات فسيل هگزوريرا دارد . ضمن آنكه مارن آهكي چهل كمان به صورت روپسته ليق قرار گرفته است.
سن كلات مايس تريشتين است كه در اثر فاز لاراميد حوضه كم عمق شده است در ژيپس ها ساختار پشت لاك پشتي ديده مي شود كه علت آن فشارش و سرماخوردگي رسوبات است . در برخي نقاط ژيپس ها چين خورده اند و علت آن اين بوده كه ابتدا ژيپس به صورت ايندريت بوده كه در اثر جذب آب و كمبود جا، چين خورده اند . اين چين به صورت محلي است . لايه هاي ژيپس در سازند كلات تكرار شده اند .در سازند كلات بعد از بند نادري فسيل هگزوژيرا ديده مي شود.
سازند پسته ليق
نام مزبور ازپسته زا ر هاي واقع در آنتي كلينال چهچهه گرفته شده است.
سنگ شناسي
مقطع تيپ درجنوب روستاي شور لق درفاصله 123كيلومتري مشهد به ضخامت 280متر اندازه گيري شده است وبه طور عمده از شيل هاي سرخ وقهوه اي وكليستون ،ماسه سنگ ،كنگلومرا ودربرخي نقاط به طور فرعي واجد سنگ هاي تبخيري است.
سن وفسيل
فاقد فسيل بوده وبا توجه به موقعيت چينه شناسي به پالئوسن نسبت داده شده است.
سازند چهل كمان
نام مزبور از روستاي چهل كمان درشرق كپه داق گرفته شده است.
سنگ شناسي
ضخامت 229متري رسوبات جنوب چهل كمان به طور عمده سنگ هاي آهكي تشكيل مي دهد كه به طور فرعي واجد شيل وماسه سنگ ودر برخي نقاط گچ نيز ديده شده است.هم چنين پاراتيپ سازند چهل كمان درجنوب غرب روستاي شور لق (واقع درمسير جاده مشهد – سرخس )از127 متر سنگ هاي آهكي تشكيل يا فته است.
سن وفسيل
اين سازند درتركمنستان معادل آهك هاي بخارا است .واجد فسيل هايي از جنس لافي تينا نوموليت وآسيلينا است.وبه قدمت ائوسن زيرين است.
محيط رسوبي
سازند مزبور دردرياي شلف كم عمق گذاشته شده است.
مطالبی دیگر راجع به این سازند
خلاصه اي از ليتوفاسيس كربناته و تفسير محيط ديرينه ي سازند چهل كمان
مطالعات سنگ شناسي سازند چهل كمان نشان مي دهد كه اين سازند داراي مجموعه ي دياژنتيكي قديمه است.فرآيند هاي دياژنتيكي شامل :فشردگي ،سيمان شدگي ،ميكرايتي شدن،انحلال،سيليسي شدن،نئومورفيسم،دولوميتي وشكستگي كه درزيردرمورد برخي از آن ها توضيح داده شده است.
سيمان شدگي:
سيمان ها در سازند چهل كمان بيش تر كربناته هستند كه نشان دهنده ي تنوع فابريك ها يي است كه نشات گرفته از رسوب گذاري درمحيط هاي دياژنتيكي است كه رنج آن از دريايي – متئوريتي تا تدفيني مي باشد.(شكل a3تا e3) .سيمان ها بيش تر در ليتوفاسيس هاي گرين استوني قابل مشاهده اند.
ماگماتيسم زون بینالود
دگرگونی:
این دگرگونی درجنوب وغرب مشهد به خوبی مشخص است .سن مجموعه ی دگرگونی وآذرین جنوب وجنوب غربی مشهد ازجمله مسائلی است که درگذشته آن را یا به پرکامبرین ویا سیمرین پسین نسبت داده اند .چنان که درنقشه ی زمین شناسی ایران سن سنگ های دگرگونی حوالی مشهد راژوراسیک ثبت کرده اند .تمام سنگ های آذرین اطراف مشهد رانتیجه ی فعالیت ماگماتیسم واحدی درنظر می گیرندوسن آن رابه ژوراسیک پسین – کرتاسه ی آغازی نسبت می دهند.
درهندوکش غربی افغانستان ودرامتداد زون بینالود ،سری های دگرگون شده ی پالئوزوئیک راکه شامل میکا شیست های گرونا واستروتید دار،مرمر،وآمفیبولیت است این سری ها باسنگ های الترابازیک سرپانتین شده به صورت بین لایه ای قراردارند .سری مزبوربه صورت دگرشیب به وسیله ی رسوبات دگرگون شده وپیش رونده ی کربونیفرپوشیده می شود.ودگرگونی تحتانی بیش ازرسوب گذاری سری فوق انجام شده است.
همین شواهد درجنوب وجنوب غربی مشهد نیز دیده می شود.شواهد زیر مؤید عمل کرد فاز کوه زایی هرسی نین درزون بینالود است که تا مرز افغانستان وحتی درآن طرف مرزنیز آثار آن دیده می شود.این شواهد عبارتند از:
- مجموعه ی دگرگونی حوالی مشهد به وسیله ی رسوبات دگرگون نشده ژوراسیک پوشیده می شود.
بنابراین آخرین مرحله ی دگرگونی منطقه،قبل از ژوراسیک اتفاق افتاده است.
- سن مطلق گرانیت های پرفیروئید مشهد ،که قطعاتی از سنگ های دگرگونی مذکوررا درخود گرفته است قدیم ترازسیمرین پیشین است به علاوه ،سن مطلق جدیدترین گرانیت موجود درمنطقه نیز پرمین انتهایی – تریاس آغازی به دست آمده است .دراین ناحیه علاوه بردگرگونی هایی که درکنتاکت توده های نفوذی وجود دارند ،لا اقل سه فاز دگرگونی نا حیه ای درمشهد به شرح زیر ،شناخته شده است.
- فاز M1 دگرگونی درجه ی ضعیف بارخساره ی شیست سبزوگسترش زیاد.
- فازM2 دگرگونی شدید تر ازفاز قبلی ولی باگسترش کم تر .
- فازM3 دگرگونی درجه ی ضعیف تر وباگسترش محدودتر.
نحوه ی گسترش اثرات ودگرگونی های مذکوردرتمام مناطق یکسان نیست ومطابق شکل دردو زون AوB که به وسیله ی منطقه ی گسل خورده وخردشده ازهم جدا شده اند ،باهم متفاوت است.
زون A یازون جنوبی دراین زون فقط اثرات دودگرگونی ناحیه ای M1وM2 رامی توان مشاهده کردکه تنوع چندانی ندارند وشامل کالک شیست های مختلف واسلیت است.قسمت اعظم منطقه به وسیله ی همین اسلیت ها پوشیده شده وروی هم رفته درتمام این زون ،شیستوزیته وفولیاسیون واحدی دیده می شود که درجه ی دگرگونی آن نیز ازرخساره ی شیست سبز تجاوز نمی کند.
حضور کانی های حرات بالانظیرآنورتیت وفلدسپات پتاسیم وحتی اسکاپولیت دراین زون که فاقد جهت یافتگی مشخص اند ،نشان دهنده ی دگرگونی دیگری است (فازM2).که اولا؛بادرجه ی حرارت بیشتری هم راه بوده است ،وبا دگرگونی ضعیف فاز M1 جوردرنمی اید ثانیا،عدم جهت یافتگی کانی های حرارت بالا نسبت به فاز دگرگونی M1 تایید کننده ی آن است.
زونB
دراین زون علاوه بر سه فاز دگرگونی M1وM2وM3 توده های نفوذی مهمی نی دیده می شود :
- فازM1 آن مشابه دگرگونی M1 زون A است وفیلیت های اولیه به اسلیت تبدیل شده اند .
- فازM2 باسری کانی های جدیدی که فاقد جهت یافتگی نسبت به M1 هستند درتمام ستگ های زون B دیده می شود ونشان دهند هی دگرگونی حرارتی مهمی است که سنگ هی منطقه رابه ميکاشیست های گرونا واستروتید دار تبدیل کرده است.
- فازM3این فاز راباید یک دگرگونی قهقرایی دانست زیرا نسبت به فاز M2 ازدرجات حخرارت وفشارکم تری برخورداراست .ولی شیستوزیته ی جدیددی درمیکاشیست ها به وجود آورده وسبب رشد پورفیرهای فلدسپات درگرانیت G1 شده است .
توده های نفوذی
درجنوب وجنوب غربی مشهد ،توده های نفوذی متنوعی دیده می شوند که به صورت باریکه ی طویلی به طول 40کیلومتروبه عرض10 کیلومترگسترش دارند واگربا سایرتوده های نفوذی جنوب غربی مشهد (وکیل آباد ،گلستان ،طرقبه)،یک جا مورد توجه قرارگیرد ،طول آن به 70کیلومتر هم می رسد .به طورکلی این سنگ های نفوذی راکه بانام گرانیتوئید مشخص می کنیم ،درجهت شیستوزیته وفولیاسیون عمومی سنگهای منطقه ی B امتدادداشته واین مسئله احتمالا اولین نشانه ی سن سینماتیک بودن آن ها است.
اگردرروی زمین به رگه های آپلیتی وپگماتیتی که توده های نفوذی را قطع می کنند ،توجه کنیم ،به دونوع ازسنگ های گرانیتی برمی خوریم که ازنظرترکیب سن وبافت باهم متفاوت اند،وعبارتند از :
الف)انواع قدیمی یاگرانیت ها ی پورفیروئید.
ب)انواع جدید یا لوکوگرانیت ها .
الف )انواع قدیمی یا گرانیت های پورفروئید (G1) گسترش وبیرون زدگی این گرانیت بیش ازانواع دیگر است ودرآن فلدسپات های پتاسیم دارسه سانتی متری نیز دیده می شود .این فاسیس درمناطق خواجه مراد ،قشلاق ،کله چغوکی گسترش دارد .بخش های حاشیه ای این گرانیت چندان مشخص نیست واز توده ی اصلی جداودور مانده است( مانند گرانیت وکیل آباد ،کوه سنگی طرقبه وگلستان)ولی از نظر شیمیایی وکانی شناسی بین آن ها ارتباط نزدیکی وجود دارد .به طور کلی گرانیت های مزبور جهت یافتگی خاصی رانشان می دهند که اصولا به بیوتیت وگاهی به فلدسپات فراوان آن مربوط است .هسته ی مرکزی توده شیستوزیته ی ضعیفی به خود گرفته است که منوط به حضور بیوتیت است .درسمت مشرق (کوه خواجه مراد )،شیستوزیته نمایان تر می شود ودر این مکان گرانودیوریت هورنبلند دار ،فاسیس گنیسی به خود گرفته است .هرقدر به حوالی سنگ بست نزدیک می شویم دانه هاهم اندازه ،دانه متوسط وتقریبا فاقد جهت یافتگی مشخص می شود.ولی تونالیت های وکیل آباد فاسیس گنیسی ،یا حتی فاسیس کاتا کلاستیکی به خود گرفته است .این امر به فاز تکتونیکی دیررس مربوط می شود ،که سبب تغییر شکل بیوتیت وهورنبلند اولیه شده است .عمل کرد این فاز تکتونیکی درناحیه ی طرقبه شدید تر است وسنگ منظره ی شیستی ازخود نشان می دهد .جهت یافتگی های مزبور اولاباآنکلاوهای عدسی مانند سنگ های دربرگیرنده ی هم جهت اند .این مسئله احتمالا به تغییر شکل های تکتونیکی درهنگام تبلور ارتباط دارد .گرانیت های پورفیرئید انواع مختلف دارند که ازنظر ترکیب وبافت باهم متفاوت اند ولی ازنظر ژنتیک وهم خونی به هم ارتباط نزدیک دارند وشامل انواع زیراند:
1)تونالیت یا دیوریت کوارتزدارکوهسنگی که دانه متوسط وبیوتیت های آن جهت دارند.
2)تونالیت طرقبه ووکیل آباد که هردو مشابه هم ومنظره گنیسی دارند.
3)گرانودیوریت سنگ بست که بیوتیت فراوان دارد باتوجه به این که هیچ گونه تغییر شکل تکتونیکی راتحمل نکرده اند احتمالا نسبت به انواع قبلی جدید تراست.
4)گرانیت پورفیروئید که درمرکز توده ی دارد وآنکلاوهای بازیک وفلدسپات های دانه درشت دارد .
5)گرانودیوریت خواجه مراد که شبیه گرانیت پورفیروئید است ومنظره ی گنیس چشمی دارد.
علاوه برانواع فوق گرانیت های دیگری نیز وجوددارد که گاهی تیره تروگاهی روشن تر ازانواع عادی است .این فاسیس ها راباید به تغییرات محلی مربوط دانست که اولی براثر هضم سنگ های مجاور ودومی براثر تفریق مجلی به وجود آمده اند و تمام گرانیت های ذدکر شده بالا را می توان نوعی گرانودیوریت وسن تکتونیک دانست.
ب)انواع جدید با لوکوگرانیت ها (G2)این توده به ابعاد 10در15کیلومتر بوده ودرجنوب مشهدبیرون زده اند .به علاوه درداخل گرانیت G1نیز تزریق شده است بنابراین جوان ترازآن است.
درناحیه ی خلج بین دوگرانیت ،کنتاکت مشخصی وجوددارد وبه نحوبارزی می توان دوگرانیت G1وG2 راازهم تشخیص داد .به نحوی که گرانیت G1 به علت فراوانی بیوتیت وآنکلاوهای مختلف تیره و پورفیروئید است .درحالی که گرانیت G2 کانی های هم اندازه دانه متوسط وروشن دارند .ازنظر رنگ وفاسیس نوع اخیر رامی توا ن گرانیت یکنواختی محسوب داشت که فقط مقداربیوتیت تغییراتی درآن پدید آورده است .مهم ترین فرق ان با گرانیت G1 فقدان جهت یافتگی آن است به علاوه ازنظر شیمیایی واجد سیلیس زیادتری نیزمی باشد.
سنگ های رگه ای درکنتاکت بین دوگرانيت
وهم چنین درکوه خواجه مراد رگه ای آپلیتی وحتی رگه های ارتوز که گاهی واجد کوارتز نیز است دیده می شود.رگه های آپلینتی گاهی چین خورده بوده وگاهی به وسیله ی رگه های دیگر قطع می شوند .این مسئله نشان دهنده ی فاز های مختلف آپلیت زایی در منطقه است که ازنظر ترکیب نیزباهم فرق داند چنان که رگه های ثانوی اصولا فلدسپات کم ترو تورمالین زیادتردارند واین امر باقوانین تبلور توده های نفوذی تطبیق می کند.
اولترابازیک های جنوب مشهد باقیمانده ی پالئوتتیس رادرمنطقه بینالود به صورت نواری باریک وطویل ذکر کرده اند که درطول ده ها کیلومتر درامتداد شمال غرب جنوب شرق کشیده شده است .این نوار ازسه بخش افیولیت ،سکانس رسوبی دگرگون شده وپیروکلاستیك ها تشکیل شده ومجموعا دررخساره شیست سبز دگرگون شده است.
درداخل سنگ های دگرگونی جنوب غربی مشهد اولترابازیک هایی به صورت بین لایه ای به ضخامت چند مترتا 70متر بیرون زدگی دارند که ازنشر سن ونحوه ی پیدایش اختصاصات ویژه ای رانشان می دهند اهم این اختصاصات عبارتند از :
1)سنگ های الترابازیک شامل دونیت ،ورلیت دولریت ،گابرووتولئی ایت است که ورلیت فراوان ترازهمه بوده وتماماازتفریق یک ماگما به وجود آمده اند .
2)سنگ ها ی مذکور تحت تاثیر دگرگونی قرارگرفته اند وهرجا که دگرگونی شدید تربوده فاسیس آمفیبولیتی ظاهر شده است .
3)توده های اولترابازیک به صورت سیل تزریق نشده اند بلکه به صورت جریان های گدازه زیردریایی بافاسیس هیالوکلاستیک درآب دریا فوران کرده اند.
4)ترکیب این فوران ها نظیر آن چه که امروزه ازبرآمدگی های کف وسط اقیانوس خارج می شود ازنوع تولئی ایتی واولترابازیک است.
5)ازنظرسنی این فوران ها دراردیوسین فوقانی به صورت بین لایه ای دراب دریا ته نشین شده و مجموعا دردونین فوقانی – کربونیفردگرگون شده اند.انواع اولیه ازنوع تولئی ایتی وبه تدریج بازیک ترشده وسپس تحت تاثیر عوامل تکتونیکی ودگرگونی بعدی قرارگرفته اند.
Effects of cyclic loading on mechanical properties of Maha Sarakham salt
Kittitep Fuenkajorn , a, and Decho Phueakphuma
a Geomechanics Research Unit, Institute of Engineering, Suranaree University of Technology, Muang District, Nakhon Ratchasima, 30000, Thailand
Received 7 May 2009;
revised 25 December 2009;
accepted 15 January 2010.
Available online 25 January 2010.
Abstract
A series of laboratory testing has been performed to assess the effects of cyclic loading on compressive strength, elasticity and time-dependency of the Maha Sarakham rock salt. Results from the cyclic loading tests indicate that the salt compressive strength decreases with increasing number of loading cycles, which can be best represented by a power equation. The salt elastic modulus decreases slightly during the first few cycles, and tends to remain constant until failure. It seems to be independent of the maximum loads within the range used here. Axial strain–time curves compiled from loci of the maximum load of each cycle apparently show a time-dependent behavior similar to that of creep tests under static loading. In the steady-state creep phase, the visco-plastic coefficients calculated from the cyclic loading test are about an order of magnitude lower than those under static loading. The salt visco-plasticity also decreases with increasing loading frequency. Surface subsidence and cavern closure simulated using parameters calibrated from cyclic loading test results are about 40% greater than those from the static loading results. This suggests that application of the property parameters obtained from the conventional static loading creep test to assess the long-term stability of storage caverns in salt with internal pressure fluctuation may not be conservative.
Keywords: Fatigue; Creep; Elasticity; Strength; Viscosity; Rock salt
Study of the H/V spectral ratio method for determining average shear wave velocities in the Mississippi embayment
Brent L. Rosenblad , a, and Ryan Goetz1, a
a Department of Civil Engineering, University of Missouri, Columbia, MO 65211, United States
Received 21 October 2009;
revised 26 January 2010;
accepted 31 January 2010.
Available online 6 February 2010.
Abstract
The shear wave velocity (VS) structure of the deep sediments in the Mississippi embayment is of interest to engineers and seismologists due to its influence on seismic wave propagation and site response during an earthquake. Although the shallow VS structure (top 30 to 60 m) is generally well characterized, information on the VS structure at greater depths (to 1000 m in some regions) is very limited. Past studies have developed relationships between the average VS (VS,AVE) of post-Paleozoic sediments in the embayment as a function of sediment thickness. One of these studies used converted body wave arrivals while the other used ambient noise measurements processed with the Horizontal-to-Vertical Spectral Ratio (HVSR) method. Interestingly, these two approaches yielded relationships that differed by about 25% to 30%. The objective of this study is to investigate the cause of the discrepancy between these relationships and identify the more reliable relationship for the VS structure in the Mississippi embayment. Experimental measurements of ambient noise were performed at eleven deep soil sites in the Mississippi embayment and analyzed using the HVSR method. The results from the experimental study yielded VS,AVE values that were consistent with findings from the previous HVSR study. However, simulations of body and surface wave propagation performed using estimated full-depth VS profiles at each site showed that the methodology used to develop the velocity–thickness relationship, specifically the approximate relationship used to relate site frequency, sediment thickness and VS, produces an overestimation of the true VS,AVE for the profile by 25 to 30%.
Keywords: Shear wave velocity; H/V; Microtremor; Site response; Mississippi embayment
به یاد شهدا :
زندگی نامه شهید حسن باقری
شهيد حسن باقري (غلامحسين افشردي) در 25 اسفند 1334 مصادف با سالروز ميلاد امام حسين(ع) در تهران بدنيا آمد. وي پس از گذراندن دوران دبستان در دبيرستان «مروي» ادامه تحصيل داد و با اخذ ديپلم در سال 54 در دانشگاه اروميه در رشته دامپروري پذيرفته شد اما پس از چندي به دليل فعاليت هاي مذهبي و مبارزاتي از دانشگاه اخراج شده و در سال 56 به خدمت سربازي اعزام مي شود و سرانجام با فرمان حضرت امام(ره) مبني بر فرار سربازان از پادگان ها، سربازي را ترك مي كند.
وي كه با پيروزي انقلاب اسلامي وارد فعاليت هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي از جمله خبرنگاري مي شود در سال 59 با شروع جنگ تحميلي راهي جبهه هاي جنوب شده و در بدو ورود به اهواز «واحد اطلاعات عمليات رزمي» را براي دستيابي دقيق از موقعيت دشمن راه اندازي مي كند كه اين آغازي براي راه اندازي اين واحد در ستاد عمليات جنوب مي شود.
تولد و كودكي:
به روز سوم شعبان 1375 ه.ق مطابق با 25 اسفند سال 1334 ه.ش در خانوادهاي مذهبي و دوستدار اهل بيت عصمت و طهارت (ع) در حوالي ميدان خراسان تهران چشم به جهان گشود. والدينش به عشق و محبت اباعبداللهالحسين(ع) و از باب تيمن و تبرك، نام "غلامحسين" را بر او نهادند و به دنبال آن در سن دوسالگي در سفر كربلا او راه همراه خود بردند. پدرش كه در تربيت وي، جديت زيادي داشت از همان طفوليت او را با خودبه مسجد و هيأت و مراسم عزاداري سرور شهيدان ميبرد. اين حضور معنوي باعث شد كه او در آن ايام عضو فعال و مؤثر هيأت نوباوگان محبانالحسين(ع) گردد. غلامحسين دوره دبستان را در مدرسه مترجمالدوله و دوره متوسطه را در دبيرستان مروي تهران به پايان رساند.
فعاليتهاي قبل از انقلاب:
در سال 1354 پس از اخذ ديپلم رياضي، در رشته دامپروري دانشكده كشاورزي شهر اروميه تحصيلات عالي خود را آغاز كرد. در اين ايام علاوه بر مطالعه منظم وانسجام يافته در زمينه مسائل اسلامي، با سخنراني در جمع دانشجويان و برقراري كلاسهايي در زمينه اصول عقايد براي دانشآموزان مدارس، فعاليت مذهبي خود را دنبال مي كرد و بارها با بعضي از اساتيد غرب زده كه فرهنگ اسلامي را انكار و مظاهر منحط غربي را ترويج مينمودند، به بحث مينشست و ماهيت آن فرهنگ و عوامل غرب زده را افشا ميكرد. از اين رو، وي به عنوان يك عنصر مذهبي و فعال حساسيت مسئولان و گارد دانشگاه را برانگيخته بود، كه در نهايت به دليل اين فعاليتها پس از يك سال و نيم تحصيل، از دانشگاه اخراج گرديد.
در اين ايام در جواب يكي از نزديكانش كه به او گفته بود: تو يك سال و نيم از عمرت را بيخود تلف كردي. پاسخ ميدهد: من وظيفهام را انجام دادم و اگر به دانشكده رفتم براي كسب مدرك نبود، بلكه براي رشد خودم بود و ميخواستم كه ديگران را هم به صحنه بياروم. شهيد باقري در اسفندماه سال 1356 به خدمت سربازي اعزام شد و پس از طي دوره آموزشي در پادگان جلديان نقده به ايلام منتقل گرديد.
در دوره كوتاه خدمت سربازي با توجه به آشنايي كه با مسائل اسلامي داشت به ارشاد و هدايت فكري سربازان پرداخت و همزمان با علماي شهر ايلام از جمله آيتالله صدري (امام جمعه قبلي ايلام) ارتباط داشت و اخبار و مسائل پادگان را به ايشان اطلاع ميداد. به دنبال اين فعاليتها، تحت كنترل قرار گرفت و ضمن جدا كردن وي از جمع سربازان پادگان، او را به عنوان راننده يك افسر جزء به كار گماردند.
نقش شهيد در پيروزي انقلاب:
همزمان با گسترش انقلاب اسلامي و فرمان حضرت امام خميني(ره) مبني بر فرار سربازان از پادگانها، خدمت سربازي را رها كرد و به موج خروشان و توفنده امت حزبالله پيوست و به صورت تمام وقت در پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي به فعاليت پرداخت. به هنگام تشريف فرمايي حضرت امام خميني(ره) به ميهن اسلامي، در فعاليتهاي كميته استقبال شركت چشمگيري داشت و به دليل برخورداري از آموزش نظامي، به همراه ساير اعضاي خانواده و دوستانش در تصرف كلانتري 14 و پادگان وليعصر(عج) "عشرت آباد سابق" در تهران نقش بارزي داشت.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي:
تا خرداد 1358 در كميته انقلاب اسلامي و برخي نهادهاي ديگر فعاليت داشت و با انتشار روزنامه جمهوري اسلامي، همكاري فعال خود را با اين روزنامه در زمينههاي مختلف آغاز كرد. در اين مدت بنا به دعوت جنبش امل لبنان، از طرف روزنامه به عنوان خبرنگار، سفر 15 روزهاي به لبنان و اردن انجام داد كه طي اين سفر، گزارش تحليلي جامعي از اوضاع نابسامان مسلمين در آن منطقه تهيه كرد. در خردادماه سال 1358 موفق به اخذ ديپلم ادبي شد. سپس در امتحان ورودي دانشگاه شركت كرد و با رتبه صد و چهارم در رشته حقوق قضايي دانشگاه تهران قبول گرديد. او در مدت حضور در محيط دانشگاه، نقش فعال و مؤثري در مقابله با توطئههاي ضدانقلاب و گروهكها داشت. شهيد باقري اوايل سال 1359 به عضويت سپاه در آمد. ابتدا در واحد اطلاعات مشغول به خدمت شد و در زمينه شناسايي و مقابله با گروهكهاي منحرف و وابسته، فعاليت خود را استمرار بخشيد و در اين واحد بود كه نام مستعار "حسن باقري" براي ايشان در نظر گرفته شد.
حضور در جبهههاي دفاع مقدس:
تهاجم دشمن بعثي به مرزهاي كشور اسلامي و آغاز جنگ تحميلي، نقطه عطفي در زندگي شهيد باقري بود. با احساس تكليف در دفاع از اسلام و ميهن اسلامي بلافاصله پس از شروع جنگ - در روز اول مهرماه سال 1359 - به همراه عدهاي از برادران پاسدار راهي جبهههاي جنوب شد و تا آخرين لحظه حيات، در اين سنگر باقي مانده و در بسياري از صحنههاي پيروز دفاع مقدس حضور فعال و تعيين كننده داشت. عمده عناوين فعاليتهاي وي در صحنه رزم با دشمن عبارتند از: تاسيس و راهاندازي واحد اطلاعات و عمليات رزمي شهيد باقري از ابتداي ورودش به منطقه جنوب (اهواز) در پايگاه منتظران شهادت (گلف) به منظور دستيابي به اطلاعات مناسب از موقعيت دشمن، به جمعآوري نقشهها و پياده كردن وضعيت مناطق عملياتي روي آنها، اقدام كرد و شخصاً به همراه عناصر اطلاعاتي، جهت كسب اطلاع دقيق از دشمن، به شناسايي محورها و نقاط مورد نظر ميپرداخت و در برخي از موارد نيز تا عقبه نيروهاي دشمن براي ارزيابي توان و استعداد آنها، با چالاكي و شجاعت بينظيري پيش ميرفت. فعاليتهاي مثبت او در اين زمينه با سازماندهي عناصر اطلاعاتي و برگزاري آموزش مختصري براي آنها، منجر به راهاندازي واحد اطلاعات عمليات در ستاد عمليات جنوب (گلف) گرديد. واحدهاي اطلاعات عمليات پس از گذشت حدود 3 ماه از شروع جنگ، در تمامي محورهاي جنوب (از آبادان تا دزفول) با قدرت تمام مستقر شدند و نسبت به شناسايي و تعيين وضعيت دشمن و ارسال گزارش آن اقدام كردند. با اين تلاش، اطلاعات چشم فرماندهي در ميدان جنگ شد و يكي از ضعفهاي بزرگ ( نداشتن اطلاع از وضعيت دشمن ) برطرف گرديد. شهيد باقري علاوه بر ارائه اطلاعات،توان و استعداد ذاتي بالايي در تحليل اطلاعات دشمن داشت و اغلب حركات احتمالي دشمن در آينده راپيش بيني مي نمود و حتي به زمان و مكان آن هم اشاره مي كرد. از آن جمله پيش بيني وي در دي ماه سال 1359 مبني بر حركت دشمن جهت الحاق محور شمال - جنوب منطقه سوسنگرد براي ارتباط جفير و بستان بود.كه دشمن در كمتر از يك هفته با نصب پل هاي نظامي متعدد و تلاش گسترده اين كار را انجام داد.(البته اين منطقه بعدها با عنايت الهي در عمليات طريق القدس آزاد گرديد.) از اقدامات بسيار مؤثر شهيد باقري كه در اين دوره پايهريزي شد، بايگاني اسناد جنگ، ترجمه اسناد و بخش شنود بيسيم هاي دشمن بود.از ديگر فعاليتهاي وي طراحي گردانهاي رزمي و تعيين تركيب سازمان نفرات و تجهيزات و ادوات رزمي و واحدهاي پشتيباني از رزم بود.
مسئوليت هاي شهيد در طول دفاع مقدس
فرماندهي محور جنوب:
شهيد باقري به دليل لياقت، شجاعت و شهامتي كه داشت در دي ماه سال 1359 به عنوان يكي از معاونين ستاد عمليات جنوب انتخاب شد و در شكست محاصره سوسنگرد، فرماندهي عمليات امام مهدي(عج)، فتح، ارتفاعات اللهاكبر و دهلاويه نقش بهسزايي داشت و همه اين نبردها در شرايطي اجرا ميشد كه عمليات منظم نيروهاي خودي با مشكل مواجه شده بود و اغلب بدون نتيجه ميماند، همه تلاش شهيد باقري و برادران سپاه اين بود كه ثابت كنند ميتوان دشمن را شكست داد.
با بركناري بنيصدر و با توجه به شرايط سياسي آن زمان، در اجراي عمليات فرماندهي كل قوا شركت داشت و پس از مجروح شدن سردار رحيم صفوي هدايت عمليات را به عهده گرفت و دراين عمليات به عنوان فرماندهي لايق و كاردان شناخته شد.
فرماندهي محور دارخوين درعمليات ثامنالائمه(ع):
شهيد باقري كه فرماندهي محور دارخوين را به عهده داشت، در عمليات شكست حصر آبادان در طرحريزي، سازماندهي و كسب اخبار و اطلاعات دشمن نقش مؤثري داشت.
معاونت فرماندهي عمليات طريقالقدس:
در عمليات طريقالقدس كه براي اولين بار قرارگاه مشترك بين سپاه و ارتش تشكيل گرديد، شهيد باقري به عنوان معاونت فرماندهي كل سپاه در قرارگاه فرماندهي عمليات مشترك حضور يافت و در شناسايي محورها و تحليل و پيشبيني حركتهاي دشمن و پيگيري مسائل رزمي نقش مهمي را ايفا نمود.
شهيد باقري دراجراي مرحله اول اين عمليات سه شبانه روز بيدار بود و در آمادهسازي مرحله دوم عمليات، به دليل خستگي مفرط، شب هنگام طي تصادفي بشدت مصدوم شد و به بيمارستان منتقل گرديد. برادر شهيد در اين مورد ميگويد: در بيمارستان در لحظاتي كه معلوم نبود زنده ميماند يا خير و با اينكه به سختي سخن ميگفت ميپرسيد: پل سابله كارش به كجا كشيد؟ بشدت به فكر عمليات و نگران آن بود. با اينكه يك ماه دستور استراحت مطلق پزشكي به او داده بودند، پس از يك هفته، بيمارستان را ترك كرد و به ستاد عمليات جنوب بازگشت و با وجود آثار جراحت و سردرد شديد، به فعاليت خود ادامه ميداد. پس از عمليات موفق طريق القدس ، دشمن بعثي دست به يك حمله در تنگه چزابه زد ، شهيد باقري با وجود ضعف جسمي،تلاش زيادي براي تثبيت اين نقطه استراتيژيك و مهم به عمل آورد و با اسقامت عجيبي چندين شب متوالي و بدون لحظه اي استراحت،به هدايت عمليات پرداخت و حتي در يك مرحله، به عنوان فرمانده گردان وارد عمل شدو تپه اي را كه 400 نفر از نيروهاي دشمن روي آن مستقر بود و بر نيروهاي خودي تسلط داشت به تصرف در آورد.
فرماندهي قرارگاه نصر در عمليات فتحالمبين، بيتالمقدس، رمضان
1 - فتحالمبين:
قبل از شروع عمليات، شهيد باقري با تجزيه و تحليل اطلاعات واصله، تمام واحدهاي اطلاعاتي را در راستاي اهداف اين عمليات توجيه و وظايف هر يك را مشخص كرد. با توجه به وسعت منطقه عمليات، چهار قرارگاه براي كنترل و هدايت عمليات مشخص گرديد. جناح شمالي منطقه، حساسترين محور عمليات بود. به دليل اين اهميت و حساسيت، شهيد باقري به عنوان فرمانده قرارگاه نصر (قرارگاه مشترك ارتش و سپاه) در اين جناح انتخاب گرديد. ضمن اينكه در قرارگاه مركزي كربلا نيز در كنار فرماندهي كل عمليات (سردار محسن رضايي) به عنوان مشاور عمليات و مسئول اطلاعات، فعاليت بسيار مؤثري داشت. در مرحله اول عمليات فتحالمبين، قرارگاه نصر با موفقيت كامل به اهداف خود رسيد و در مرحله دوم عمليات، با اصرار و تاكيد شهيد باقري تصرف ارتفاعات رادار (ابوصلبيخات) از محور قرارگاه نصر انجام پذيرفت كه پس از موفقيت و استقرار نيروهاي خودي، دليل اصرار شهيد باقري كشف گرديد.
2 - بيتالمقدس:
بلافاصله پس از عمليات فتحالمبين آمادهسازي عمليات بيتالمقدس آغاز گرديد. هيد باقري ضمن تلاش براي هماهنگي واحدهاي اطلاعاتي در طرحريزي عمليات نيز حضور داشت و ميگفت: لزومي ندارد ما مستقيماً وارد شهر خرمشهر شويم، بلكه بايد دشمن را دور بزنيم و عقبه او را ببنديم تا شهر خود به خود سقوط كند. با اينكه نظرات ديگري هم براي چگونگي آزادي خرمشهر وجود داشت، اهميت و تاكيد او پس از فتح خرمشهر آشكار شد. در اين عمليات شهيد باقري به عنوان فرماندهي قرارگاه نصر، در اجراي عمليات نقش مؤثري را ايفا كرد. از هدفهاي عمده اين قرارگاه، خرمشهر و تامين مرز شلمچه و شرق بصره بود. پس از دو مرحله عمليات موفقيتآميز، در مرحله سوم عمليات، قرارگاه نصر با محاصره دشمن در ناحيه شلمچه، مزدوران بعثي را مستاصل و مضمحل كرد و شهر خرمشهر نيز آزاد گرديد.
3 - رمضان:
پس از عمليات بسيار موفق بيتالمقدس، طرحريزي و آمادهسازي عمليات رمضان آغاز گرديد. در اين عمليات شهيد باقري همچنان در مسئوليت قرارگاه نصر حضور داشت. در مرحله اول عمليات رمضان اين قرارگاه نقش عمل كننده نداشت و به عنوان قرارگاه احتياط پيشبيني شده بود، ولي با روحياتي كه شهيد باقري داشت ضمن حضور در قرارگاه فتح و همكاري جدي و فعال با فرماندهي آن، در مراحل بعدي عمليات رمضان به علت پاتك هاي بسيار شديد و سنگين دشمن بعثي، قرارگاه نصر نقش بسيار مؤثري در دفع آنها و حفظ مواضع خودي داشت تا جايي كه شهيد باقري جهت كنترل دقيق تر و تقويت روحيه رزمندگان، مقر تاكتيكي قرارگاه نصر را پشت خاكريزهاي خط مقدم مستقر كرد و تا تثبيت شرايط، در همان جا حضور داشت.فرماندهي قرارگاه كربلا و جانشين فرماندهي كل در قرارگاههاي جنوب پس از عمليات رمضان، شهيد باقري از طرف فرماندهي كل سپاه به سمت فرماندهي قرارگاه كربلا و جانشين فرماندهي كل در قرارگاههاي جنوب منصوب گرديد. در شرايطي كه طرحريزي عمليات از منطقه جنوب به جبهه غرب منتقل شده بود، همزمان با اجراي عمليات مسلم ابن عقيل(ع)، شهيد باقري در قرارگاه كربلا با شناسايي و پيگيري مستمر، عمليات محرم را طرحريزي كرد و با كسب موافقت، نسبت به اجراي آن وارد عمل شد. با توجه به كسب تجربيات و نتايج حاصله از موفقيتهاي رزمي و نظامي، ساختار سازمان رزمي سپاه شكل گرفت و بر اثر لياقت و شايستگي قابل توجه و در خور تحسين شهيد باقري، ايشان به عنوان جانشين فرماندهي يگان زميني سپاه منصوب گرديد.
ويژگيهاي برجسته شهيد:
اتكال شهيد باقري به خداوند تبارك و تعالي بسيار بالا بود و در سايه اين توكل، اطمينان و استقامت عجيب وي بخوبي مشهود بود و در سختترين شرايط و حساسترين موقعيتها ضمن حفظ صبر و آرامش و خونسردي، با تدبير عمل ميكرد. او عشق و علاقه عجيبي به اهل بيت(ع) و آقا امام زمان(عج) و امام خميني(ره) داشت. شهيد باقري بيريا و بيتكلف در مصائب امام حسين(ع) ميگريست و علاقه فراوان و مستمر به مطالعه كتاب ارشاد شيخ مفيد و مقتلهاي حادثه كربلا داشت. استعداد و خلاقيت شهيد باقري با توجه به كمي سن و تجربه وي، بسيار قابل توجه و مورد تحسين بود. يكي از برادران رده بالاي سپاه (و با سابقه در جنگ) چنين ميگويد: با اينكه من دو سال از او بزرگتر بودم ولي به جرأت ميتوانم بگويم افكار او دو سال از من بالاتر بود. شهيد باقري همواره با هوشمندي و ذكاوت خويش شرايط رزمي و عملياتي را پيشبيني و تحليل ميكرد و در كنار آن با قدرت بالاي فكري، راههاي كار و طرحريزي عملياتي خود را ارائه مينمود و بدون هراس از مشكلات، به فعاليت و تلاش در اين زمينه ميپرداخت. هرگز نسبت به دشمن اظهار عجز و ناتواني نداشت، بلكه همواره نسبت به برتري نيروهاي خودي بردشمن با اطمينان صحبت ميكرد. قاطعيت و قدرت تصميمگيري شهيد باقري به عنوان يك فرمانده لايق و موفق چشمگير بود و در مراحل بحراني و شرايط سخت با جرأت كامل ضمن حفظ آرامش و خونسردي، نظر لازم و مؤثر را ارائه و در اين باره تصميمگيري ميكرد. يكي از فرماندهان نظامي ارتش كه با وي همكاري مشترك داشت ميگويد: در مرحلهاي از عمليات بيتالمقدس يكي از يگانها در شرايط سختي در مقابل پاتك دشمن قرار گرفته بود كه فرمانده آن واحد در تماس اعلام كرد در صورت مقاومت، احتمالاً تلفات بيشتري خواهيم داشت. شهيد باقري در پاسخ گفت: در مقابل دشمن بايد مقاومت كنيد و مسئوليت تلفات را هم من به گردن ميگيرم. كادرسازي و تربيت نيرو از خصوصيات بسيار بارز شهيد باقري بود. اهتمام زيادي به رشد و ارتقاي همراهان و همكاران خود داشت. در تربيت كادرهاي واحد اطلاعات و عمليات بسيار پرتلاش بود و در اين زمينه آموزشهاي نظري و عملي را توام ميكرد. بيش از سه دوره آموزش فشرده 30 تا 40 نفره برگزار كرد كه بعدها اين برادران در واحد اطلاعات - عمليات تيپ ها مسئوليتهاي مهمي را عهدهدار شدند. توجه به هماهنگي و وحدت نيروهاي رزمي از ديگر خصوصيات اين شهيد بزرگوار بود كه تجلي آن در هدايت عمليات - خصوصاً عمليات مشترك ارتش و سپاه (در قرارگاه مشترك نصر) - مورد تاييد فرماندهان ارتش بود و آنها تحت تاثير خصوصيات اخلاقي و عمل اين شهيد قرار ميگرفتند، بخصوص در مقطعي كه ايشان به عنوان نماينده سپاه در شوراي عالي دفاع شركت ميكرد. شجاعت و شهامت شهيد باقري بسيار بالا و قابل توجه بود. او با توجه به اينكه يك مسئول رده بالاي نظامي بود، ولي همراه عناصر اطلاعاتي در شناساييها شركت ميكرد. در صحنههاي رزم و در خطوط مقدم جبهه و در بعضي از موارد نيز در پشت خط دشمن حضور مييافت و حتي در هدايت گروهانها و گردانهاي رزمي مستقيماً وارد عمل ميشد. اين شهامت در كلام وگفتار وي نيز تاثير داشت. با تواضع، آنچه را صحيح ميدانست بيان ميكرد و از نظرات خود دفاع مينمود. از قدرت بيان و استدلال برخوردار بود و همواره مخاطب خود را تحت تاثير قرار داده و به تحسين وا ميداشت. تواضع و فروتني شهيد باقري - با داشتن مسئوليتهاي مهم و اساسي در جنگ - بسيار محسوس بود و هرگز تحت تاثير القاب و عناوين مسئوليتي قرار نميگرفت. رفتار مهربان او با همه (خصوصاً زيردستان) به گونهاي بود كه علاقه متقابل نسبت به وي را در آنان ايجاد ميكرد. تا مدتها همسرش نميدانست كه او در جبهه مسئوليت دارد و فرمانده است، در پاسخ به اين سئوال كه در جبهه چه ميكند، ميگفت: من سقاي بچههاي بسيجيام.
فرازهايي از خاطرات همرزمان شهيد:
- پس از عمليات امام مهدي(عج) نگاهم به شخصي افتاد كه سطلي به دست گرفته بود و فشنگهاي روي زمين را جمع ميكرد. اين شخص كسي نبود جز برادر باقري كه ميگفت:
اينها حيف است و بايد از آنها استفاده كرد.
وقتي راجع به عمليات يا مسائل كاري انتقاد ميكرديم با مهرباني ميگفت:
بسيار خوب، حالا شما بياييد و كار را در دست بگيريد و درست كنيد، چه فرقي ميكند.
در عمليات بيتالمقدس وقتي يكي از تيپ ها در وضعيت دشواري قرار گرفته بود، فرمانده آن دراثر فشار مشكلات ميگويد: مگر بالاتر از سياهي هم رنگي هست؟ شهيد باقري پاسخ ميدهد:
آري، بالاتر از سياهي، سرخي خون شهيد است كه روي زمين ميريزد، قوه محركه شما خون شهداست.
پس از فتح خرمشهر بارها تذكر ميداد:
برادران! مبادا غرور اين پيروزي ها شمارا بگيرد، خودتان را گم نكنيد، فكر نكنيد ما اين كار را كردهايم، همهاش خواست خدا بوده است.
حساسيت عجيبي به انتقال شهدا و مجروحين داشت و ميگفت:
ما جواب خانوادهاي را كه جنازه شهيدش روي زمين مانده چه بدهيم؟!
سرانجام در اثر اين تأكيدها و ضرورت مدنظر قرار دادن حقوق شهدا، مسئول تعاون قرارگاه نيز شهيد شد.
وقتي در ارتباط با جريانات سياسي از وي ميپرسند در چه خطي هستي؟ ميگويد:
ما در خط ثواب هستيم.
شهيد باقري درمورد نيروهاي بسيجي ميگفت: اين بسيجي ها امانتي الهي هستند كه بايد قدرشان را بدانيم و تمام سعي خود را در حفظ آنها بكار بريم. اين بسيجي است كه جنگ را اداره ميكند تا زماني كه نيروي ايمان در آنها وجود دارد، جنگ به پيروزي ميانجامد. شهيد باقري همواره به دوستانش ميگفت: تا خالص نشوي خدا ترا برنميگزيند. لذا بايد سعي كنيم كه خداوند عاشقمان بشود تا ما را ببرد.
نحوه شهادت:
پس از عمليات رمضان در شهريور ماه 1361 كه مقارن با ايام حج بود، در پاسخ به پيشنهاد يكي از دوستانش جهت عزيمت به سفر حج گفته بود: هنوز كه كار جنگ تمام نشده و دشمن بعثي در خاك ماست، بروم به خدا چه بگويم؟ وقتي ميروم كه حرفي براي گفتن داشته باشم. چند ماه پس از اين صحبت در نهم بهمن ماه 1361 در طليعه ايام مبارك دهه فجر در حالي كه تعدادي از همرزمان و همسنگرانش به ديدار حضرت امام خميني(ره) شتافته بودند، او براي شناسايي و آمادهسازي عمليات والفجر مقدماتي به همراه تعدادي از برادران سپاه در خطوط مقدم چنانه (منطقه فكه) در سنگر ديدهباني مورد هدف گلوله خمپاره دشمن بعثي قرار گرفت و همراه همسنگرانش شهيدان مجيد بقايي، وزوائي و ... به لقاءالله شتافت. آخرين كلامي كه از اين شهيد بزرگوار شنيده شد پس از ذكر شهادتين، نام مبارك امام شهيدان، حسين(ع) بود. شهيد باقري در همه مدت حضورش در جبهههاي جنگ تنها يكبار، آن هم به مدت پنج روز براي ازدواج، از جنگ جدا شد و به جهت عشق به حضرت امام زمان(عج) نام نرگس را براي تنها فرزندش برگزيد
زمين شناسي مهندسي علم کاربرد مفاهیم و دادههای زمین شناسی در پروژه هاي مهندسی به ویژه در مهندسی عمران، مهندسی معدن و مهندسی نفت میباشد. همانگونه که به وسیله مجمع مهندسین زمین شناس در 1969 تبیین گردید، این علم کاربرد داده ها, فن آوری و مبانی زمین شناسی در مطالعه رخنمون های طبیعی، مصالح سنگی و خاکی یا آب زیر زمینی با هدف اطمینان از شناخت دقیق، تفسیر، استفاده و ارایه فاکتورهای زمین شناسی که ساختگاه, برنامه ریزی, طراحی , ساخت ,اجرا و نگهداری سازههای مهندسی را تحت تأثیر قرار میدهند، میباشد.
در بسیاری از پروژههای مهندسی که به نحوی به ساختار زمین در آن محل مربوط میشود مثلا برای ساخت سازههای عظیم (سدها، پل های با دهانه زیاد، نیروگاه ها، سازههای صنعتی)،معادن، حفاری چاههای عمیق (نفت، گاز و ژئوترمال) نیاز به درک و درنظر گرفتن ساختارهای زمین شناسی با آگاهی از جنبههای مهندسی موضوع میباشد.
برای دستیابی به اهداف فوق, مهندس زمین شناس از علم زمین شناسی ,هیدرولوژی , مکانیک خاک، مکانیک سنگ، ژئو مکانیک و کاوش های زیر سطحی(شامل گمانه زنی و آزمایش های ژئوتکنیک و ژئوفیزیک) بهره میبرد. در نهایت داده ها، نتایج کیفی و کمی و ارزیابی حاصل از این مطالعات برای استفاده به مهندسین ارایه میگردد.
دامنه فعاليت های زمين شناسی سه موضوع کلي را در بر می گيرد: 1- ژئوتکنيک 2- ژئو مکانيک 3- ژئوديناميک
در موضوع ژئومکانيک مطالعه رفتار مکانيکي خاک ها و سنگ ها در مقابل نيروهای وارد به آن ها، مورد توجه قرار مي گيرد. این موضوع خود شامل دو شاخه مکانيک خاک و مکانيک سنگ مي شود. مطالعه فعاليت هاي فعال زمين شناسی که تاثير مستقيمي در شرايط محيطي دارند و نحوه برخورد با آن هاموضوع اصلی بحث ژئوديناميک مي باشد. فعاليت هاي فعال زمين شناسی به طور کلي شامل زمين لرزه ها، آتشفشان ها، ناپایداری دامنه ها، فرسایش، هوازدگي و ... مي باشد. در بحث ژئوتکنيک رفتار مکانيکي سنگ ها و خاک ها در محل اجرای طرح های مهندسی و نحوه بهسازی شرایط زمین در محل اجرای طرح ها مورد بررسی قرار میگیرد.
1. Mapping liquefaction potential of aged soil deposits in Mount Pleasant, South Carolina
Publication year: 2010; Engineering Geology, In Press, Accepted Manuscript, Available online 10 February 2010
Tahereh Heidari, Ronald D. Andrus
2. Study of the H/V Spectral Ratio Method for Determining Average Shear Wave Velocities in the Mississippi Embayment
Publication year: 2010; Engineering Geology, In Press, Accepted Manuscript, Available online 6 February 2010
Brent L. Rosenblad, Ryan Goetz
3. Constitutive model for rock fractures: Revisiting Barton's empirical model
Publication year: 2010; Engineering Geology, In Press, Accepted Manuscript, Available online 6 February 2010
Pooyan Asadollahi, Fulvio Tonon
4. Applications of the oedometer, triaxial and resonant column tests to the study of micaceous sands
Publication year: 2010; Engineering Geology, In Press, Accepted Manuscript, Available online 1 February 2010
Ali Firat Cabalar
5. The influence of fabric and water content on selected rock mechanical parameters of travertine, examples from Hungary
Publication year: 2010; Engineering Geology, In Press, Accepted Manuscript, Available online 1 February 2010
Á. Török, B. Vásárhelyi
6. Kinematic behaviour and velocity characteristics of a complex deep-seated crystalline rockslide system in relation to its interaction with a dam reservoir
Publication year: 2010; Engineering Geology, In Press, Accepted Manuscript, Available online 25 January 2010
C. Zangerl, E. Eberhardt, S. Perzlmaier
7. Effects of cyclic loading on mechanical properties of Maha Sarakham salt
Publication year: 2010; Engineering Geology, In Press, Accepted Manuscript, Available online 25 January 2010
Kittitep Fuenkajorn, Decho Phueakphum
8. Advanced low- and full-resolution DInSAR map generation for slow-moving landslide analysis at different scales
Bottom of Form
یک روز مونده به اختتامیه بیست و هفتمین گردهمایی دست آوردهای سازمان زمین شناسی
به طور اتفاقی گذرم به سازمان خورد ؛ یعنی راستشو بگم رفته بودم به خیال خودم کارورزی
فکر کردم تا جواب فوق بیاد کار مفیدی کرده باشم ، حداقل دوتا مطلبی هم که بلدم از یادم نره
ورود به سازمان خیلی خوبه چون حداقل وقتی میفهمند زمینی هستی تحویلت میگیرند .
یک راست راهنمایی شدم به اتاق آقای مجیدی مسئول آموزش ،رفتم نبودند همکار اتاق
آنوریشون از کارم پرس وجو کرد ، بعد خیلی محترمانه گفت شما فوق لیسانسید ، منم با تمام
اعتماد به نفس گفتم : نه خانوم من لیسانسم ( ناگفته نمونه که هنوز مهر مدرکم خشک نشده
و هنوز پله های علوم را برای این تیکه کاغذ گرانبها دوتا یکی میکنم . ) خلاصه ایشون بادی
به غبغب انداختن و گفتند : هِ لیسانسی آن وقت توقع داری کلاس کارورزی برات بذارند اصلاً
ما اینجا کلاس کارورزی نداریم ؛ خلاصه بعداز کلی ... گفتند : حالا برو هفته بعد بیا با خودشون
صحبت کن ... . ولی من به ازدحام نمایشگاه پیوستم . از نمایشگاه فقط کلی تبلیغات گیرم
اومد با یک سی دی که اکثر تصاویرش تکراری بود . خدا خیرش بده مهندس ... حداقل زحمت
حذف تصاویر تکراری را هم به خودش نداده بود . .... اینم سازمان ولی من خسته نمیشم .
تازه متوجه شدم دانشجو یعنی چی ؟ فکر نمیکنم دیر باشه چون خیلی ها دکترای هم میگیرند
ولی به مطلبی که من رسیدم ، نمیرسند .