زندگینامه شهید مصطفی چمران

چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری به یادگار گذاشته و همیشه در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته است .

به گزارش گروه دفاع مقدس خبرگزاری « مهر» : دكتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران ، خیابان پانزده خرداد متولد شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ سپس در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانیك فارغ التحصیل شد. چمران یك سال به تدریس در دانشكده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریكا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در كالیفرنیا ومعتبرترین دانشگاه آمریكا - بركلی - با ممتاز ترین درجه علمی موفق به اخذ مدرك دكترای الكترونیك و فیزیك پلاسما گردید.

 فعالیتهای اجتماعی:
دكتر مصطفی چمران  از 15 سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت الله طالقانی، در مسجد هدایت، و در درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شركت می كرد و از اولین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت نفت شركت داشت . بعد از كودتای ننگین 28 مرداد و سقوط دولت دكتر مصدق در لوای یك گروه سیاسی  سخت ترین مبارزه ها و مسئولیتهای او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناك ترین مأموریتها را در سخت ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید.

چمران در آمریكا، با همكاری بعضی از دوستانش، برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریكا را پایه ریزی كرد و از موسسین انجمن دانشجویان ایرانی در كالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در آمریكا به شمار می رفت كه به دلیل این فعالیتها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می شود. او پس از قیام خونین 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی (ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت ساز می زند و  به همراهی بعضی از دوستان مؤمن و همفكر ، رهسپار مصر می شود و مدت دو سال در زمان عبد الناصر سخت ترین دوره های چریكی و پارتیزانی را می آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته شده و فوراً مسئولیت تعلیم چریكی مبارزان ایرانی را بر عهده می گیرد .

وی به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی گرایی ورای اسلام ، گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده نمود كه جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می شود، به جمال عبد الناصر اعتراض كرد . ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت كه جریا ن ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است كه نمی توان به راحتی با آن مقابله كرد . چمران نیز با تأسف تأكید می كند كه ما هنوز نمی دانیم كه بیشتر این تحریكات از ناحیه دشمن برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. از آن پس به چمران و یارانش اجازه داده می شود تا در مصر نظرات خود را بیان كنند.

حضور در لبنان:
بعد از وفات عبد الناصر، ایجاد پایگاه چریكی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می كند ، از این رو دكتر چمران رهسپار لبنان می شود تا چنین پایگاهی را ایجاد كند.

او به كمك امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، حركت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را بر اساس اصول و مبانی اسلامی پی ریزی می نماید . این سازمان درمیان توطئه ها و دشمنی های چپ و راست، با تكیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده  كرده  ، در معركه های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می رود و در طوفانهای سهمناك سرنوشت، به استقبال شهادت می تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبار ترین ستمگران روزگار، صهیونیزم اشغالگر و همدستان خونخوار آنها، راستگرایان فالانژ، به اهتزاز در می آورد.

چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری  به یادگار گذاشته وهمیشه  در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته  است . شرح این مبارزات افتخار آمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاك شهدای لبنان، بر كف خیابانهای داغ و بر دامنه كوههای مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است.

چمران و انقلاب اسلامی ایران:
دكتر چمران با پیروزی انقلاب اسلامی بعد از 21 سال هجرت، به وطن باز می گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد. خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروههای پاسداران انقلاب در سعد آباد می كند. سپس در شغل معاونت نخست وزیری ، روز و شب خود را به خطر می اندازد تا سریع تر مسأله كردستان را فیصله دهد .او در قضیه فراموش ناشدنی « پاوه » قدرت ایمان و اراده آهنین  و شجاعت و فدا كاری خود را  بر همگان ثابت می كند . 

پس از این جرایانات ، فرمان انقلابی امام خمینی (ره) صادر شد . فرماندهی كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دكتر چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت در آمدند وبا تكیه بر همه تجارب انقلابی، ایمان، فداكاری، شجاعت، قدرت رهبری و برنامه ریزی دكتر چمران به  شكوهمند ترین قهرمانیها دست یافتند و  در عرض 15 روز همه شهر ها و راهها و مواضع استراتژیك كردستان را به تصرف درآوردند. بدین ترتیب كردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان كرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی شتافتند.

دكترمصطفی چمران بعد از این پیروزی بی نظیر و بازگشت به تهران از طرف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، امام خمینی (ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید. وی در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش ، به یك سلسله برنامه های وسیع بنیادی  دست زد كه پاكسازی ارتش و پیاده كردن برنامه های اصلاحی از این قبیل است .

شهید  چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش، حداكثر سعی و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشته ارتش را تغییر دهد. وی در یكی از نیایشهای خود بعد ازانتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اینسان خدا را شكر می گوید: « خدایا، مردم آنقدر به من محبت كرده اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده اند كه به راستی خجلم و آنقدر خود را كوچك می بینم كه نمیتوانم از عهده آن به در آیم. تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برایم و شایسته این همه مهر و محبت باشم.» 

چمران  سپس به نمایندگی حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا به طور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه نماید.

پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دوران حماسه ساز و پرتلاش دیگری آغاز می شود . دكتر چمران در آن دوران  نمونه كامل ایثار، شجاعت و در عین فروتنی و كار مداوم و بدون سر و صدا و فقط برای رضای خدا بود . او بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهر ها و روستا ها و مردم بی دفاع ، نتوانست آرام بگیرد و به خدمت امام امت رسید و با اجازه ایشان و به همراه مقام معظم رهبری ، آیت الله  خامنه ای كه در آن زمان  نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود ، به اهواز رفت. از آنجایی كه او همیشه خود را در گرداب خطر می افكند و هراسی از مرگ نداشت، از همان بدو ورود دست بكار شد و در شب اول حمله چریكی ای را علیه تانكهای دشمن كه تا چند كیلومتری شهر اهواز پیشروی كرده بودند، آغاز كرد.

مصطفی چمران گروهی از رزمندگان داوطلب را  به گردخود جمع كرد وبا تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگهای نامنظم را در اهواز تشكیل داد. این گروه كمكم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگهای نامنظم یكی از این برنامه ها بود، كه به كمك آن جاده های نظامی به سرعت و در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در كنار رود كارون و احداث یك كانال به طول حدود بیست كیلومتر و عرض یكصد متر در مدتی كوتاه ، آب كارون را به طرف تانكهای دشمن روانه ساخت، بطوری كه آنها مجبور شدند چند كیلومتری عقب نشینی كنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند.  این عمل فكر تسخیر اهواز را برای همیشه از سردشمنان به دور كرد .

یكی دیگر از كارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده این حركت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی كامل بین نیروهای موجود، تاكتیك تقریباً جدید جنگی بود. چیزی كه ابر قدرتها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر به وجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر  برود ولی به علت  خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد ولی چندین بار نیروهایی بین دویست تا یك هزار نفر را سازماندهی كرده و به خرمشهر فرستاد . آنان به كمك دیگر برادران خود توانستند در جنگی نا برابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدتها مقاومت كنند.

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، رژیم بعث عراق  سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تكمیل كند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانكهای حزب بعث  شهر را در محاصره گرفتند . روز سوم تعدادی از آنها توانستند به داخل شهر راه یابند. گزارش مهر همچنین می افزاید : دكتر چمران از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت بر آشفته بود، با فشار و تلاش خود ومقام معظم رهبری  ، ارتش را آماده ساخت كه برای اولین بار دست به یك حمله خطرناك وحماسه آفرین و نابرابر بزنند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازمان دهی كرد و با نظامی نو و شیوه ای جدید از جانب جاده اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند.

شهید چمران پیشاپیش یارانش، به شوق كمك و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت كه در محاصره تانكهای دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند وخود را به حلقه محاصره دشمن انداخت؛ در این هنگام بود كه نبرد سختی در گرفت؛ نیروهای كماندوی دشمن از پشت تانكها به او حمله كردند و او نیز  در مصاف با دشمن متجاوز، از نقطه ای به نقطه دیگر و از سنگری به سنگردیگر می رفت. كماندوهای دشمن او را به زیر رگبار گلوله های خود گرفته بودند، تانكها به سوی او تیر اندازی می كردند و او شجاعانه و بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها سریع، چابك، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می داد.

در این درگیری همرزم  چمران به شهادت رسید و اویك تنه به نبرد خود ادامه می داد و به سوی دشمن حمله می برد.  تا آنكه در حین « رقصی چنین در میانه میدان» از دوقسمت پای  چپ زخمی شد. با پای زخمی بر یك كامیون عراقی حمله برد و به غنیمت گرفت .  او به كمك جوان چابك دیگری كه خود را به مهلكه رسانده بود به داخل كامیون نشست واز دایره محاصره خارج شد .

دكتر چمران با همان كامیون خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد. اما بیش از یك شب در بیمارستان نماند وبعد از آن به مقر ستاد جنگهای نا منظم رفت و دوباره با پای زخمی و دردمند به كار خود پرداخت. حتی در همان شبی كه در بیمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تیمسار شهید فلاحی، فرمانده لشگر92، شهید كلاهدوز، مسئولین سپاه و سرهنگ محمد سلیمی كه رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران (شهید محلاتی) در كنار تخت او در بیمارستان تشكیل شد .او در همان حال و همان شب پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله اكبر را مطرح كرد.

شهید چمران به رغم اسرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش ، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگهای نا منظم و حركت به تهران برای معالجه نشد . تمام مدت را در همان ستاد گذراند،  در كنار بسترش و در مقابلش نقشه های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حركت نیروهای خودی نصب شده بود و او كه قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می نگریست و مرتب طرحهای جالب و پیشنهاد های سازنده در زمینه های مختلف نظامی، مهندسی و حتی فرهنگی ارائه می داد.

چمران پس از زخمی شدن، اولین بار برای دیدار با امام امت و بیان گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسید و حوادثی را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادهای خود را ارائه داد. حضرت امام (ره) نیز پدرانه و با ملاطفت خاصی  رهنمودهای لازم را ارائه می داد.

دكتر چمران از سكون و عدم تحركی كه در جبهه ها وجود داشت دائماً رنج می برد و تلاش می كرد كه باارائه پیشنهادها و برنامه های ابتكاری حركتی بوجود آورد. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه های الله اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزدیكی مرز است رسانده تا ارتباطات شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. به گزارش مهر بالاخره در سی و یكم اردیبهشت ماه 1360، با یك حمله هماهنگ و برق آسا ارتفاعات الله اكبر فتح شد كه پس از پیروزی سوسنگرد بزرگ ترین پیروزی تا آن زمان بود.

شهید چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین كسانی بود كه پا به ارتفاعات الله اكبر گذاشت؛ در حالی كه دشمن  هنوز در نقاطی مقاومت می كرد او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد با تعدادی از یاران خود توانستند با فدا كاری و قدرت تمام تپه های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف در درآورند .

پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران  اصرار داشت نیروهای ایرانی هرچه زودتر، قبل از این كه دشمن بتواند استحكاماتی برای خود ایجاد كند، بسوی بستان سرازیر شوند كه این كار عملی نشد و خود او طرح تسخیر دهلاویه را با ایثار و گذشت و فداكاری رزمندگان جان بر كف ستاد جنگهای نا منظم و به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت.

شهادت :
در سی ام خرداد ماه 1360 یعنی یك ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت الله اشراقی شركت و از عدم تحرك و سكون نیروهاانتقاد كرد و پیشنهاد های نظامی خود را از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود كه  در آن شركت داشت و فردای آن روز، روز غم انگیز و بسیار سخت و هولناكی بود.

 در سحر گاه سی و یكم خرداد 1360 ، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دكتر چمران بشدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. شهید چمران، یكی دیگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی كند . در لحظه حركت، یكی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: « همانند روز عاشورا كه یكایك یاران حسین (ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او(رستمی) هم به شهادت رسید و اینك خود او آماده حركت به جبهه است.»

بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات كرد. برای آخرین بار همدیگر را دیدند وبه حركت ادامه دادند تا اینكه به قربانگاه رسیدند .

چمران  همه رزمندگان را در كانالی پشت دهلاویه جمع كرد، شهادت فرمانده شان را به آنها تبریك و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پر نور و چهره ای نورانی و دلی مالا مال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگرخدا ما را هم دوست داشته باشد، می برد.»

خداوند ثابت كرد كه او را نیز دوست دارد و به سوی خود فرا خواند. چمران در آن منطقه در حین سركشی به مناطق و خطوط مقدم  بر اثر اثابت تركش خمپاره های دشمن به شهادت رسید .

تصاویر زیبا از زمین شناسی مکران

 

 

 

 

 

 

زمین ساخت مکران

در ناحیه‌مکران، چین ها روند تقریبى خاورى – باخترى دارند که با جهت بیشینه کوتاه‌شدگى

 و فشار بیشینه در راستاى شمال خاور، هماهنگى دارد. کوتاه‌شدگى، بیشتر، با راندگى

 همراه است، به گونه‎اى که به تقریب مرز بسیارى از واحدهاى سنگ چینه‌اى از نوع

 راندگى است. بدین‎سان، ساختار مکران، الگویى فلسى(Imabricated) دارد که

 فلس‌ها با گسل‌هاى معکوس پر شیب مرزبندى مى‌شوند و فرجام آن رانـده شدن

 فلس از پس‎خشکـى ( (Hinterland (N-NE) به سمت پیش‎خشکى (Foreland)

(S - SW) است. این ساختار در اثر رویدادى پدید آمده که اوج آن در میوسن بوده

 و از آن پس نیز با شدت کمترى همچنان ادامه دارد زیرا که به لحاظ تداوم

 فرورانش، در ناحیه مکران،گسل‌ها هنوز فعال‎اند و زمین به بالا آمدن ادامه

 مى‌دهد که این عمل با چین‌خوردگى، کوتاه‌شدگى و با پسروى خط ساحلى

 همراه است. گفتنى است که:

  • راندگى‌ها سبب شده‎اند تا پوسته مکران از 50 تا 70 درصد کوتاه شود.

  • عامل چین‌خوردگى، به طور عمده، فشارهاى ناشى از فرورانش پوستة اقیانوسى

         عمان به زیر مکران است که با عملکرد گسل‌هاى راندگى شدت می‎یابد به

         گونه‎اى که رویداد گسل آفرینى با چین‌خوردگى شدید پرکلینال با برترى

         الگوى جناغى همراه است.


  • با توجه به زمان آغاز فرورانش، پدیدة چین‌خوردگى از کرتاسة پسین

          آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد.


  • از شمال به جنوب، شدت چین‌خوردگى کاهش مى‌یابد، به گونه‌اى که

       در مکران ساحلى چین‌خوردگى و گسلش معکوس وجود ندارند و یا بسیار

       ناچیز و اتفاقى هستند.


«گسل» هاى مکران، از نظر زمان پیدایش و نقش، از چند نوع‎‌اند :

«گسل‌هاى طولى(Longitudinal Faults) » که در آغاز از نوع گسل‌هاى نرمال بوده

 و همزمان با شکل‌گیرى حوضه به وجود آمده‎اند ولى، در رژیم‌هاى فشارشى بعدى

 به گسل‌هاى راندگى با شیب تند به سمت شمال و شمال خاورى تبدیل شده‌اند.

 از ادامه گسل‌ها در ژرفا اطلاعى در دست نیست .

«گسل‌هاى مزدوج (Conjugated Faults) »، که از نظر روند و نوع به دو گروه

 قابل تقسیم‎اند. گروه نخست، داراى روند شمال باخترى هستند که سازوکار

 امتداد لغز راستگرد دارند. گروه دوم، داراى روند شمال خاورى با سازوکار حرکتى

 امتداد لغز چپگردند. گسل‌هاى مزدوج، روند خاورى – باخترى ساختارها را قطع مى‌کنند

 و به یک همگرایى به طرف شمال، در داخل منشور برافزاینده اشاره دارند.

«گسل‌هاى نرمال ( (Normal Fault » که در ساحل مکران دیده می‎شوند. زمان

 پیدایش آنها کواترنر  دانسته شده و پذیرفته شده است که خطى بودن حاشیه

 شمالى پادگانه‎هاى دریایى و همچنین، بالا آمدن سواحل مکران نتیجه عملکرد

 این گسل‎هاست و حرکت‎هاى قائم این گسل‎ها سبب شده تا پادگانه‎هاى دریایى

 در سطوح تراز گونا‎گون سامان گیرند.

زمین شناسی مکران

تاریخچه چینه‌اى مکران

مکران نوعى اشتقاق درون‌قاره‌اى، به سن ژوراسیک پسین – کرتاسه پیشین در سکوى ایران است

که با توجه به رفتار امواج صوتى و سرعت امواج در پى‌سنگ، با اقیانوس‌زایى همراه بوده است.

به همین دلیل، پى‌سنگ ناحیه نوعى پوسته ی اقیانوسی با میانگین ستبراى حدود 7 کیلومتر

است که با توالى ستبرى از رسوب‌هاى فلیش‌گونه و گاه شبه مولاس ‌پوشیده شده که ممکن

است تا حدود 10‌هزار متر ضخامت داشته باشند. در یک راستاى شمال به جنوب، پوشش رسوبى

 روى پى‌سنگ، جوان‎تر است. در شمالى‌ترین بخش مکران مجموعه‌اى ا4 پوسته‌هاى

 اقیانوسى و رسوبات پلاژیک کرتاسه بالا رخنمون دارند که به طور عموم با ردیف‌هاى

 فلیشى کرتاسه بالا - ائوسن  پوشیده و یا در آمیخته‌اند. بخش میانى مکران با

 فلیش‎هاى الیگوسن ، با چنددگرشیبی موازى درون سازندى و یک دگرشیبى زاویه‌اى

 در بالا، پوشیده شده است. رسوب‌هاى میوسن ، به ویژه پلیوسن، بیشتر رخساره

 آوارى دارد که بخش میانى تا ساحل دریاى عمان را زیر پوشش دارند. جوان‌ترین

 رسوب‌هاى مکران، ‌ماسه‎سنگ‎‌هاى سست و کم سیمان به سن پلیو – پلیستوسن

 است که به ویژه در نواحى ساحلى با پادگانه‌هاى دریایى کواترنرى پوشیده شده‌اند.

 
به دلیل شرایط حاکم بر زون فرورانش، واحدهاى زمین‎ساختى – چینه‎نگاشتى یاد شده،

 گاهى نظم چینه‌اى ندارند. در حاشیه شمالى کوه‌هاى بشاگرد، آمیزه‌اى از پوسته‌هاى

 اقیانوسى وجود دارد که نمونــه بارزى از آمیزه‌‌هاى رنگین ایران است. در پهلوى جنوبى

 کوه‌هاى بشاگرد، آمیزه‌اى از اولیستولیت‌هاى وابسته به پى‌سنگ و فلیش‌هاى

 پالئوژن وجود دارد که به آن « فلیش وحشى » نام داده شده است. آمیزه دیگر این

 ناحیه، آمیزه‌هاى رسوبى است که در اثر گسلش و چین‌خوردگى شکل گرفته است.

 آمیزه‌هاى سه‌گانه یاد شده که به طور عمده در کنار گسل‌هاى فعال رخنمون دارند، نشان

 دهنده ناآرامى‌هاى شدید و جریان‌هاى آشفته در حوضه رسوبى هستند.

مکران

 

مکران : سرزمینی ساحلی در جنوب خاوری ایران و جنوب باختری پاکستان  است که در طول

خلیج عمان  از رأس‌الکوه در باختر جاسک تا لاس بلا  در جنوب خاوری ایالت بلوچستان پاکستان 

گسترده است .کوه‌های خشک و بایر کرانه‌های مکران از دید جغرافیای طبیعی دنباله کویر است،

که تا آنجا گسترش یافته. گویا در در سده‌های میانه این سرزمین از آنچه اکنون دیده می‌شود،

حاصلخیزتر بوده ولی هیچگاه از دید دارایی دارای اهمیت نبوده است. جغرافی‌نویسان 

پیشین اسامی بسیاری از شهرهای مکران را در کتاب‌های خود ثبت نموده‌اند ولی

هیچکدام به طور گسترده از آن شهرها یاد نکرده‌اند. مهمترین درآمد مکران ازنیشکر و یک

گونه شکر سفید موسوم به پانید بوده است که از آنجا به سرزمین‌های مجاور صادر می‌گردیده .

 

مکران در عصر هخامنشیان :

هرودوت(مورخ یونانی 484 تا 425 ق.م )در کتاب سوم تاریخ خود تعداد20  (استان)

برای حکومت هخامنشی بر شمرده است که چهاردهمین استان مکا یا مکران است

با مردمی غیر  آریایی.هرودوت سه قوم غیر ایرانی را ساکن این قسمت می‌داند که عبارتند از :

1- قوم میکوی که به عقیده فرای مکران از نام آنها گرفته شده است. و به معنی ساحل مکا است.

2- قوم اوتیوئی یا یوتی که به عقیده فرای می‌تواند نیاکان جوتها باشند که نباید آنها را با 

لوریان و جتهااشتباه گرفت.

3- پاریکانویی که به نظر فرای نام خویش را به باریز داده است. باریزی که در کتابهای جغرافی دانان

مسلمان از آن یاد شده است و هم نام رشته کوهی در کرمان بین بم و جیرفت است.

مطابق با نظر هردوت در این سرزمین بزرگ یعنی چهاردهمین استان هخامنشیان  علاوه 

 بر سکنه بلوچستان فعلی زرنگیان نیز می زیسته اند .یعنی دو سرزمین سیستان 

  و بلوچستان در یک استان بوده اند . از هردوت که بگذریم در کتیبه‌های عصر هخامنشی 

 نیز نام این سرزمین مکه یا مکران آمده است در کتیبه بیستون که یکی از بزرگترین 

 کتیبه های تاریخ است و در 40 کیلومتری شرق کرمانشاه واقع است داریوش اول(521تا 486 ق.م)

سرزمین مکا یا مکران را یکی از 23 ایالت امپراتوری خود نامیده است. علاوه بر آن نام مکران در کتیبه

شوش و نقش رستم نیز آمده است. در آرامگاه داریوش هخامنشی در نقش رستم پشت سر نگاره

داریوش سنگ نبشته‌ای که به شدت آسیب دیده است قرار دارد در این سنگ نبشته داریوش از اقوام

تحت تسلط خود نام برده است که عبارتند از پارسی ها٬ مادی ها٬ عيلامي ها٬ پارتی ها٬ آریایی ها٬

بلخی ها٬ سعدی ها٬ خوارزمی ها٬ زرنگی ها٬ اسه گرده ها٬ گنداری ها٬ هندی ها٬ سکای های هوم

خوار٬ تیز خود٬ آشوری ها ٬مصری ها٬ ارمنی ها٬ کاپادوکیها٬ ایونی ها٬ سکاهای آنسوی دریا٬ تراکیه‌ای

ها٬ ایونی های کلاه لاک پشتی٬ لیبیایی ها ٬حبشی ها٬ مکرانی ها٬ و کاری ها.٬ داریوش در این سنگ

نوشته می‌گوید : اهورا مزدا چون این سرزمین را آشفته دید آن را به من ارزانی داشت من شاه هستم

اگر می خواهی بدانی که کدام کشورها یی که داریوش شاه داشت پیکر ها را ببین که تخت مرا می‌برند

 آنگاه پی خواهی برد. آنگاه برایت روشن خواهد شد که نیزه مرد پارسی دور رفته است . در این نگاره

داریوش بر سکویی ایستاده که حاشیه آن با تصویر شیرهای افسانه‌ای تزئین شده است.سکویی که

داریوش بر آن ایستاده بر دوش نمایندگان سی کشور است که یکی از آنها از مکران یا مکه است. پس

ازداریوش  پسرش خشایارشاه  نام مکران را در یکی ازسنگ نوشته‌های خویش آورده است.

در مورد نام بلوچستان در زمان هخامنشیان می‌توان گفت که پادشاهان هخامنشی

این سرزمین را مکایا مک خوانده اند ولی محققان یونانی آن را گدروزیا یاد کرده اند .

نام دیگر بلوچستان فرای عنوان همان "رخج" است که در کتیبه‌های هخامنشی آمده است و

ظاهرا بلوچستان شمالی و نقاطی ازجنوب افغانستان را شامل می‌شود.

در مورد معانی مکران نظرات متفاوتی وجود دارد مثلا مکران به معنی باتلاق یا مکران به 

 معنی ماهی خواران اما به نظر می‌رسد اطلاعات در مورد ساکنین مکران کامل نیست

و نمیتوان به طور قطع در مورد وجه تسمیه مکران سخن گفت.


سلام از دوستانی که نظرات خودشون را بطور صریح دادن ممنونم. عذر خواهی میکنم که

جواب شما را دیر دادم ، درگیر طرح(رضایت سنجی سازمان عمران ) بودم .

معرفی کتاب

بهترین کتابی که تو این هفته خوندم ، کتاب مرضیه حدیدچی ( طاهره دباغ ) به قلم

 آقای محسن کاظمی بود . نثر روان نویسنده باعث شد که تا ۱۹۳ صفحه راتموم نکردم

کتاب را زمین نذارم . حتما این کتابو بخونید . از این نویسنده ی مستند انقلاب آثار 

 ارزشمند شب های بی مهتاب ، خاطرات عزت شاهی ( مطهری ) ، خاطرات احمد

 احمد را میتونم نام ببرم.

 

 

 

کلاس های سازمان زمین شناسی

سلام ، برای اطلاع از کلاس های جی آی اس سازمان زمین شناسی به سایت مراجعه کنید.

www.gtc.ac.ir